exposition

[ایالات متحده]/ˌekspəˈzɪʃn/
[بریتانیا]/ˌekspəˈzɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توضیح، نمایش

جملات نمونه

an exposition and defence of Marx's writings.

توضیح و دفاع از نوشته های مارکس.

a full exposition of his beliefs

یک تشریح کامل از باورهای او

John gave a very exposition of the facts.

جان یک تشریح بسیار از حقایق ارائه داد.

the country squires dreaded the exposition of their rustic conversation.

اشراف‌زاده‌های روستایی از آشکار شدن مکالمه روستایی‌شان می‌ترسیدند.

His pictures were shown at the Paris exposition of 1878.

عکس‌های او در نمایشگاه پاریس 1878 به نمایش درآمدند.

This thesis makes an exposition of the mathematics logicism thought of Russell ,the great mathematician and logician in phytogeny of logic.

این تز تشریحی از تفکرات منطق‌گرایانه ریاضیات راسل، ریاضیدان و منطق‌دان بزرگ در گیاه‌شناسی منطق ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید