gallery

[ایالات متحده]/ˈɡæləri/
[بریتانیا]/ˈɡæləri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. راهرو; اتاق یا ساختمانی که آثار هنری در آن نمایش داده می‌شود
vt. ساختن یک راهرو در
vi. حفاری یک تونل

عبارات و ترکیب‌ها

art gallery

گالری هنری

photography gallery

گالری عکس‌برداری

modern art gallery

گالری هنرهای مدرن

photo gallery

گالری عکس

picture gallery

گالری عکس

national art gallery

گالری ملی هنر

public gallery

گالری عمومی

whispering gallery

گالری زمزمه

shooting gallery

گالری تیراندازی

جملات نمونه

a gallery of paintings

گالری نقاشی

the gallery charges an admission fee.

گالری هزینه ورودی دریافت می کند.

a gallery specializing in Oceanic art.

گالری تخصصی هنر اقیانوسی

the gallery will provide a showcase for Scotland's young photographers.

این گالری فضایی برای نمایش آثار عکاسان جوان اسکاتلند فراهم خواهد کرد.

Two tickets for the gallery, please.

دو بلیط برای گالری، لطفاً.

The visitor's gallery in the House of Commons was full.

گالری بازدیدکنندگان در مجلس عوام مملو از جمعیت بود.

accused the administration of playing to the gallery on the defense issue.

دولت رو متهم کرد که در مورد دفاع از کشورش با يه جور جور بازي مي کنه

The trial featured a gallery of famous and flamboyant witnesses.

محاکمه گالری از شاهدان مشهور و پر زرق و برق را به نمایش گذاشت.

the gallery is divided into five distinct spaces.

این گالری به پنج فضای متمایز تقسیم شده است.

30,000 square feet of new gallery space.

۳۰۰۰۰ فوت مربع فضای گالری جدید.

whispering gallery, whispering dome

گالری زمزمه، گنبد زمزمه

The art galleries of Florence are very famous.

گالری‌های هنری فلورانس بسیار مشهور هستند.

the inn has a long gallery, now glassed in.

این مهمانخانه دارای یک گالری طولانی است که اکنون شیشه‌ای شده است.

I always find art galleries hungry work.

من همیشه گالری‌های هنری را کاری خسته‌کننده می‌دانم.

the work of the great masters is spread around the art galleries of the world.

آثار هنرمندان بزرگ در سراسر گالری‌های هنری جهان پخش شده‌اند.

An Semiotic Trilogy, Sunbow Art Gallery, Shanghai, 2007.

سه گانه معنایی، گالری هنری سانبو، شانگهای، 2007.

The pictures in the gallery were well spaced out.

تصاویر در گالری به خوبی از هم فاصله داشتند.

The gallery is seeking to enlarge its holdings of Danish art.

گالری به دنبال گسترش مجموعه هنری دانمارکی خود است.

he conducted us through his personal gallery of the American Civil War.

او ما را از طریق گالری شخصی خود از جنگ داخلی آمریکا راهنمایی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید