exiling

[ایالات متحده]/ˈɛksaɪlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɛksaɪlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل مجبور کردن کسی به ترک کشورش

عبارات و ترکیب‌ها

exiling leaders

تبعید رهبران

exiling dissidents

تبعید مخالفان

exiling criminals

تبعید جنایتکاران

exiling opponents

تبعید حریفان

exiling refugees

تبعید آوارگان

exiling traitors

تبعید خائنین

exiling citizens

تبعید شهروندان

exiling artists

تبعید هنرمندان

exiling activists

تبعید فعالین

exiling scholars

تبعید دانشمندان

جملات نمونه

exiling political dissidents is a controversial practice.

تبعید مخالفان سیاسی یک عمل بحث‌برانگیز است.

the government has been criticized for exiling its critics.

دولت به دلیل تبعید منتقدان خود مورد انتقاد قرار گرفته است.

exiling someone can lead to a loss of cultural identity.

تبعید کسی می‌تواند منجر به از دست دادن هویت فرهنگی شود.

many authors wrote about the pain of exiling their loved ones.

نویسندگان زیادی در مورد درد تبعید عزیزانشان نوشته‌اند.

exiling individuals often results in deep emotional scars.

تبعید افراد اغلب منجر به زخم‌های عمیق احساسی می‌شود.

throughout history, exiling has been used as a tool of oppression.

در طول تاریخ، تبعید به عنوان ابزاری برای ستم مورد استفاده قرار گرفته است.

exiling criminals can sometimes be seen as a form of justice.

تبعید مجرمان گاهی اوقات می‌تواند به عنوان نوعی عدالت تلقی شود.

exiling a leader can destabilize an entire nation.

تبعید یک رهبر می‌تواند یک ملت را بی‌ثبات کند.

exiling refugees raises ethical questions about human rights.

تبعید آوارگان سوالات اخلاقی در مورد حقوق بشر را مطرح می‌کند.

exiling members of the community can create lasting divisions.

تبعید اعضای جامعه می‌تواند باعث ایجاد شکاف‌های پایدار شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید