pardoning

[ایالات متحده]/ˈpɑːd(ə)nɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpɑrdənɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل بخشیدن یا عذرخواهی از کسی

عبارات و ترکیب‌ها

pardoning power

قدرت عفو

pardoning authority

اختیار عفو

pardoning decision

تصمیم عفو

pardoning process

فرآیند عفو

pardoning act

قانون عفو

pardoning request

درخواست عفو

pardoning criteria

معیارهای عفو

pardoning review

بررسی عفو

pardoning policy

سیاست عفو

pardoning history

سابقه عفو

جملات نمونه

she is known for her pardoning nature.

او به خاطر طبیعت بخششگرش شناخته می‌شود.

pardoning mistakes is essential for personal growth.

بخشیدن اشتباهات برای رشد شخصی ضروری است.

the president is pardoning several non-violent offenders.

رئیس جمهور چندین مجرم غیرخشونت را بخشیده است.

pardoning others can lead to a more peaceful life.

بخشیدن دیگران می‌تواند منجر به زندگی مسالمت‌آمیزتری شود.

he believes in pardoning those who seek forgiveness.

او معتقد است که کسانی که به دنبال بخشش هستند را باید بخشید.

the act of pardoning is often misunderstood.

عمل بخشش اغلب به درستی درک نمی‌شود.

pardoning someone does not mean forgetting the past.

بخشیدن کسی به این معنی نیست که گذشته را فراموش کرد.

she found strength in pardoning her adversaries.

او در بخشیدن دشمنانش قدرت یافت.

pardoning can be a difficult but rewarding process.

بخشش می‌تواند یک فرآیند دشوار اما پاداش‌بخش باشد.

they discussed the importance of pardoning in relationships.

آنها درباره اهمیت بخشش در روابط بحث کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید