expended

[ایالات متحده]/ɪkˈspɛndɪd/
[بریتانیا]/ɪkˈspɛndəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارک از expend; برای چیزی پول و غیره را استفاده کردن؛ مصرف کردن؛ خسته کردن؛ خسته کردن؛ خرج کردن
adj. خرج شده؛ توزیع شده

عبارات و ترکیب‌ها

efforts expended

تلاش‌های صرف شده

resources expended

منابع صرف شده

time expended

زمان صرف شده

energy expended

انرژی صرف شده

funds expended

بودجه‌های صرف شده

efficiency expended

بهره‌وری صرف شده

capital expended

سرمایه صرف شده

جملات نمونه

she expended all her energy during the marathon.

او تمام انرژی خود را در طول ماراتن صرف کرد.

they expended significant resources on the project.

آنها منابع قابل توجهی را در این پروژه صرف کردند.

the company expended a lot of effort to improve customer service.

شرکت تلاش زیادی برای بهبود خدمات مشتری انجام داد.

he expended his savings on a new car.

او پس انداز خود را برای یک ماشین جدید خرج کرد.

we expended time and money on research and development.

ما زمان و پول را صرف تحقیق و توسعه کردیم.

she expended her influence to help the community.

او از نفوذ خود برای کمک به جامعه استفاده کرد.

the team expended great effort to meet the deadline.

تیم برای رسیدن به مهلت مقرر تلاش زیادی کرد.

they expended their resources wisely.

آنها به طور عاقلانه از منابع خود استفاده کردند.

he expended his last bit of strength to finish the race.

او آخرین توان خود را برای اتمام مسابقه صرف کرد.

the organization expended funds to support local charities.

سازمان برای حمایت از خیریه‌های محلی بودجه صرف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید