efforts expended
تلاشهای صرف شده
resources expended
منابع صرف شده
time expended
زمان صرف شده
energy expended
انرژی صرف شده
funds expended
بودجههای صرف شده
efficiency expended
بهرهوری صرف شده
capital expended
سرمایه صرف شده
she expended all her energy during the marathon.
او تمام انرژی خود را در طول ماراتن صرف کرد.
they expended significant resources on the project.
آنها منابع قابل توجهی را در این پروژه صرف کردند.
the company expended a lot of effort to improve customer service.
شرکت تلاش زیادی برای بهبود خدمات مشتری انجام داد.
he expended his savings on a new car.
او پس انداز خود را برای یک ماشین جدید خرج کرد.
we expended time and money on research and development.
ما زمان و پول را صرف تحقیق و توسعه کردیم.
she expended her influence to help the community.
او از نفوذ خود برای کمک به جامعه استفاده کرد.
the team expended great effort to meet the deadline.
تیم برای رسیدن به مهلت مقرر تلاش زیادی کرد.
they expended their resources wisely.
آنها به طور عاقلانه از منابع خود استفاده کردند.
he expended his last bit of strength to finish the race.
او آخرین توان خود را برای اتمام مسابقه صرف کرد.
the organization expended funds to support local charities.
سازمان برای حمایت از خیریههای محلی بودجه صرف کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید