used

[ایالات متحده]/juːzd/
[بریتانیا]/just/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عادت کرده; دست دوم
v. مشغول به کار; عادت کرده (فعل گذشته "استفاده")

عبارات و ترکیب‌ها

previously used

قبلاً استفاده شده

gently used

به آرامی استفاده شده

barely used

تقریباً استفاده نشده

lightly used

به مقدار کم استفاده شده

rarely used

به ندرت استفاده شده

used in

استفاده در

used for

استفاده شده برای

be used as

به عنوان استفاده شود

commonly used

به طور معمول استفاده شده

get used to

عادت کردن به

used to be

قبلاً بود

used on

استفاده بر روی

be used by

توسط استفاده شود

be used with

با استفاده شود

used up

تمام شده

used to do

برای انجام استفاده شود

got used to

به آن عادت کردم

used car

ماشین دست دوم

used oil

روغن استفاده شده

used material

مواد استفاده شده

become used to

به عادت کردن به

used sand

ماسه استفاده شده

جملات نمونه

They used to sizzle each other.

آنها قبلاً با یکدیگر گرم می‌شدند.

Musk is used for perfume and stimulant.

مشك برای عطر و محرک استفاده می شود.

a screw used in woodwork

پیچی که در نجاری استفاده می شود

a commonly used industrial chemical.

یک ماده شیمیایی صنعتی پرمصرف

a substance used to accelerate a fire.

ماده‌ای که برای تسریع آتش‌سوزی استفاده می‌شود.

a drug used to induce labor.

دارویی که برای القای زایمان استفاده می‌شود.

a patch was used to mend the garment.

برای تعمیر لباس از وصله‌ای استفاده شد.

vandalism used to be a rare occurrence.

غارت اموال زمانی یک پدیده نادر بود.

an oil used in perfumery.

روغنی که در عطرسازی استفاده می‌شود.

the children used to skip the puddles.

کودکان معمولاً روی حوضچه‌ها می‌پریدند.

the field used to be sown with oats.

زمین قبلاً با جو دوسر کشت می‌شد.

he's not used to this much attention.

او به این مقدار توجه عادت ندارد.

used a rock as a makeshift hammer.

از یک سنگ به عنوان چکش موقت استفاده کرد.

We are in the market for a used car.

ما به دنبال خرید یک ماشین دست دوم هستیم.

this road used to be a dirt track.

این جاده زمانی یک مسیر خاکی بود.

the money was soon used up.

پول به زودی تمام شد.

a well-used wax jacket.

یک ژاکت واکس‌دار که به خوبی استفاده شده است.

نمونه‌های واقعی

The grease from pork can be used for frying.

می‌توان از چربی گوشت خوک برای سرخ کردن استفاده کرد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

They may have been belittling, but it's what we got used to.

ممکن بود تحقیرآمیز باشند، اما این چیزی بود که به آن عادت کردیم.

منبع: The school of life

Spin-off technology is space technology that is now used on earth.

فناوری فرعی فناوری فضایی است که اکنون در زمین استفاده می‌شود.

منبع: New types of questions for the CET-4 (College English Test Band 4).

A fathom is a measurement of six feet, primarily used in measuring water depth.

فهم یک واحد اندازه‌گیری به طول شش فوت است که عمدتاً برای اندازه‌گیری عمق آب استفاده می‌شود.

منبع: CNN Listening Collection April 2014

You have been cruelly used, said Holmes.

شما به طرز وحشیانه‌ای مورد استفاده قرار گرفته‌اید، گفت هولمز.

منبع: The Adventure of the Speckled Band

I used to be a damsel in distress.

من قبلاً یک پری در سختی بودم.

منبع: Taylor Swift 13

Potassium chloride is sometimes used in commercial products.

کلرید پتاسیم گاهی اوقات در محصولات تجاری استفاده می‌شود.

منبع: Nutrition, Health, and Cancer Prevention

Collocations are words that are often used together.

جملات ترکیبی کلماتی هستند که اغلب با هم استفاده می‌شوند.

منبع: Fastrack IELTS Speaking High Score Secrets

But, it can be used another way.

اما، می‌توان از آن به روش دیگری استفاده کرد.

منبع: Rachel's Classroom: American Pronunciation Techniques

We're battle hardened and just not used to it.

ما جنگ‌زده هستیم و به آن عادت نداریم.

منبع: Sociology of Social Relations (Video Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید