consumed

[ایالات متحده]/kənˈsjuːmd/
[بریتانیا]/kənˈsuːmd/

ترجمه

adj. پر شده؛ وسواس‌گونه
v. گذشته و فعل امتناعی از consume: مصرف کردن یا خوردن

عبارات و ترکیب‌ها

consumed entirely

مصرف کامل

consumed quickly

به سرعت مصرف شد

consumed with grief

با اندوه مصرف شد

consumes resources

مصرف منابع

being consumed

در حال مصرف شدن

consumed by doubt

مصرف شده توسط تردید

consumed all

همه را مصرف کرد

جملات نمونه

the hikers consumed all their water during the long trek.

گردشگران در طول مسیر طولانی، تمام آب خود را مصرف کردند.

the company consumed a significant amount of resources on the project.

شرکت مقدار قابل توجهی از منابع را در این پروژه مصرف کرد.

he consumed a large meal before the marathon.

او قبل از ماراتن یک وعده غذایی بزرگ مصرف کرد.

the fire consumed the entire forest in a matter of hours.

آتش در عرض چند ساعت کل جنگل را مصرف کرد.

the new software consumed a lot of memory.

نرم افزار جدید مقدار زیادی حافظه مصرف کرد.

the audience consumed the performance with rapt attention.

مخاطبان با دقت و علاقه زیاد از اجرای برنامه لذت بردند.

the bakery consumed flour at a rate of 50 pounds per day.

نانسازه روزانه به میزان 50 پوند آرد مصرف می کرد.

the car consumed a gallon of gas every 30 miles.

خودرو هر 30 مایل یک گالن بنزین مصرف می کرد.

the artist consumed inspiration from nature and everyday life.

هنرمند از طبیعت و زندگی روزمره الهام می گرفت.

the volcano consumed the nearby village.

آتشفشان روستای نزدیک را نابود کرد.

the project consumed a significant portion of the budget.

این پروژه بخش قابل توجهی از بودجه را مصرف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید