manipulate

[ایالات متحده]/məˈnɪpjuleɪt/
[بریتانیا]/məˈnɪpjuleɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. با مهارت مدیریت یا کنترل کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

manipulate data

دستکاری داده‌ها

جملات نمونه

she was furious at this attempt to manipulate her.

او در برابر این تلاش برای دستکاری او خشمگین بود.

tried to manipulate stock prices.

تلاش کرد تا قیمت سهام را دستکاری کند.

maneuvered him into signing the contract.See Synonyms at manipulate

او را متقاعد کرد تا قرارداد را امضا کند.برای یافتن مترادف‌ها به دستکاری مراجعه کنید.

manipulate a joint; manipulate the position of a fetus during delivery.

دستکاری یک مفصل؛ دستکاری موقعیت جنین در هنگام زایمان.

a country that exploited peasant labor.See Synonyms at manipulate

کشوری که نیروی کار دهقانان را استثمار می‌کرد.برای یافتن مترادف‌ها به دستکاری مراجعه کنید.

powerful Emperors manipulated the elective body.

امپراتوران قدرتمند بدن انتخابی را دستکاری کردند.

he manipulated the dials of the set.

او دکمه‌های دستگاه را دستکاری کرد.

you can manipulate images on the screen at the touch of a key.

شما می‌توانید تصاویر را روی صفحه نمایش با لمس یک کلید دستکاری کنید.

manipulates people into helping him;

او افراد را متقاعد می‌کند تا به او کمک کنند;

Do you know how to manipulate a computer?

آیا می‌دانید چگونه یک کامپیوتر را دستکاری کنید؟

Primitive man quickly learned how to manipulate tools.

انسان اولیه به سرعت یاد گرفت که چگونه ابزارها را دستکاری کند.

the masses were deceived and manipulated by a tiny group.

توده ها توسط یک گروه کوچک فریب و دستکاری شدند.

She manipulated the lights to get just the effect she wanted.

او نورها را دستکاری کرد تا دقیقاً همان اثر مورد نظر خود را به دست آورد.

The treasurer was arrested for trying to manipulate the company's financial records.

مدیر مالی به اتهام تلاش برای دستکاری سوابق مالی شرکت دستگیر شد.

an administration that bankrupted its credibility by seeking to manipulate the news.

یک دولت که با تلاش برای دستکاری اخبار، اعتبار خود را از بین برد.

They were mere puppets manipulated by other men.

آنها صرفاً عروسک‌هایی بودند که توسط مردان دیگر دستکاری می‌شدند.

Fowles has masterly manipulated the metafictional techniques to enunciate the motif of the novel-freedom.

فولز به طرز ماهرانه ای از تکنیک های متافیکشنال برای بیان مضمونه رمان - آزادی استفاده کرده است.

The radio operator manipulated the dials and changed the frequency. Whenmanipulate refers to people or personal affairs, it often implies deviousness or the use of improper influence or fraud in gaining an end:

اپراتور رادیویی دایال‌ها را دستکاری کرد و فرکانس را تغییر داد. وقتی دستکاری به افراد یا امور شخصی اشاره دارد، اغلب به فریب یا استفاده از تأثیر نامناسب یا تقلب برای رسیدن به هدف اشاره دارد:

نمونه‌های واقعی

Do you know how to manipulate a computer?

آیا می‌دانید چگونه یک کامپیوتر را دستکاری کنید؟

منبع: IELTS vocabulary example sentences

Secondly, college rankings are likely to be manipulated, which inevitably reduces their authority and trustability.

در ثانی دوم، احتمالاً رتبه‌بندی دانشگاه‌ها دستکاری می‌شود که به ناچار اعتبار و قابلیت اعتماد آنها را کاهش می‌دهد.

منبع: 50 Sample Essays for English Major Level 8 Exam Memorization

Don't let yourself get manipulated this way.

خودتان را اینطوری دستکاری نکنید.

منبع: Friends Season 10

Wow, I don't want to rain on your parade, but he just totally manipulated you.

وای، نمی‌خواهم روی ذوق شما خراب کنم، اما او به طور کامل شما را دستکاری کرد.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

We are very sorry that you felt manipulated.

بابت اینکه احساس کردید دستکاری شده‌اید بسیار متاسفیم.

منبع: Modern Family - Season 05

But the video Jameson showed had been manipulated.

اما ویدیویی که جیمسون نشان داد دستکاری شده بود.

منبع: Spider-Man: No Way Home

Someone who you know can be manipulated, professionally guided.

کسی که می‌دانید می‌تواند دستکاری شود، به طور حرفه‌ای هدایت شود.

منبع: Yes, Minister Season 3

And eventually, one lineage have evolved the ability to manipulate behavior.

و در نهایت، یک نسل توانایی دستکاری رفتار را تکامل داده است.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American April 2023 Compilation

We know you've been manipulating Jason.

می‌دانیم که جیسون را دستکاری کرده‌اید.

منبع: Lost Girl Season 2

The one that's been manipulating me.

همانی که مرا دستکاری کرده است.

منبع: Lost Girl Season 4

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید