vivid

[ایالات متحده]/ˈvɪvɪd/
[بریتانیا]/ˈvɪvɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متمایز; زنده; درخشان

عبارات و ترکیب‌ها

vivid colors

رنگ‌های زنده

vivid imagination

تخیل زنده

vivid memories

خاطرات زنده

vivid description

توضیحات زنده

vivid dreams

رویاهای زنده

vivid picture

تصویر زنده

vivid green

سبز زنده

جملات نمونه

a shade of vivid cerise.

یک سایه از قرمز روشن و زنده.

a vivid recollection of the accident.

یادآوری واضح و زنده‌ای از حادثه.

the vivid arc of a rainbow.

قوس رنگین‌کمانی زنده و پررنگ

a luscious, vivid description.

توصیف مفصل و زنده

It is still vivid in my memory.

هنوز هم به وضوح در خاطرم زنده است.

I have a vivid recollection of that old house.

من یک یادآوری واضح و زنده‌ای از آن خانه قدیمی دارم.

Clare was the most vivid member of the family.

کلر پربارپ‌ترین عضو خانواده بود.

There is a vivid description of a fierce bayonet charge in the novel.

در رمان، شرحی زنده از حمله شدید با خنجر وجود دارد.

She gave the police a vivid description of the accident.

او شرحی زنده و دقیق از حادثه به پلیس داد.

Her dress was a vivid colour.

لباسش رنگی زنده و پررنگ بود.

A vivid picture is present to our eye.

تصویری زنده در برابر چشمان ماست.

Our economic construction is vivid with life.

ساختمان اقتصادی ما مملو از زندگی و پویایی است.

a vivid description of life in Ancient Rome

شرحی زنده از زندگی در رم باستان

she'd never been blessed with a vivid imagination.

او هرگز با یک تصور زنده موهبت داده نشده بود.

The book paints a vivid picture of life in the city.

کتاب تصویری زنده از زندگی در شهر ترسیم می‌کند.

نمونه‌های واقعی

I'm sorry. That... that was a little too vivid.

متاسفم. آن... آن کمی بیش از حد واضح بود.

منبع: Desperate Housewives Season 7

Some still showing traces of vivid colour.

بعضی هنوز ردی از رنگ زنده نشان می دهند.

منبع: BBC documentary "Civilization"

He has a vivid example of this.

او یک مثال زنده از این دارد.

منبع: New question types for the CET-6 (College English Test Band 6).

That episode was still so vivid to her.

آن قسمت هنوز برای او بسیار واضح بود.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

Loveliness and goodness can make the actual ugliness of our existence all the more vivid.

زیبایی و مهربانی می تواند زشتی واقعی وجود ما را بسیار بیشتر زنده کند.

منبع: Time difference of N hours

We don't know how to tell this generative story of us as vividly.

ما نمی دانیم چگونه می توانیم این داستان تولیدی از ما را به همان اندازه زنده تعریف کنیم.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

But others say the terms are vivid and accurate.

اما دیگران می گویند این اصطلاحات واضح و دقیق هستند.

منبع: 50 Sample Essays for English Major Level 8 Exam Memorization

Gatsby sprang to his feet, vivid with excitement.

گتسبی با هیجان از جا برخاست، بسیار پرشور.

منبع: The Great Gatsby (Original Version)

More brain activity creates more vivid dreams, and more vivid dreams tend to be more memorable.

فعالیت بیشتر مغز باعث ایجاد رویاهای زنده تر می شود و رویاهای زنده تر معمولاً به یاد ماندنی تر هستند.

منبع: Simple Psychology

So vivid. One can almost taste it.

آنقدر واضح. آدم می تواند تقریباً آن را بچشد.

منبع: "Green Book" Original Soundtrack

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید