dips

[ایالات متحده]/[dɪps]/
[بریتانیا]/[dɪps]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. غوطه‌ور کردن چیزی در سس یا غذای دیگر؛ به صورت ناگهانی به سمت پایین حرکت کردن
n. یک کاسه کوچک سس یا غذای دیگر که با چیپس یا میان‌وعده‌های دیگر سرو می‌شود؛ حرکت یا افت ناگهانی به سمت پایین

عبارات و ترکیب‌ها

chocolate dips

غوطه‌ور شدن شکلات

makes dips

تهیه می‌کند غوطه‌ور شدن‌ها

toe dips

غوطه‌ور شدن انگشتان پا

market dips

افت قیمت بازار

price dips

افت قیمت

quick dips

غوطه‌ور شدن‌های سریع

swimming dips

غوطه‌ور شدن در آب

energy dips

افت انرژی

stock dips

افت سهام

light dips

غوطه‌ور شدن‌های سبک

جملات نمونه

the stock market experienced several sharp dips last week.

بازار سهام هفته گذشته چندین افت شدید را تجربه کرد.

we enjoyed delicious chocolate dips with the fruit platter.

ما از خوردن دیپ‌های شکلاتی خوشمزه با میوه‌ها لذت بردیم.

the roller coaster had thrilling dips and turns.

چرخ و فلک دارای شیرجه‌ها و پیچ‌های هیجان‌انگیز بود.

the temperature took a sudden dip overnight.

دما شبانه یک افت ناگهانی داشت.

she likes to put her tortilla chips in guacamole dips.

او دوست دارد تراکم ذرت خود را در دیپ‌های گوآکموله قرار دهد.

the company's profits saw a significant dip this quarter.

سود شرکت این فصل کاهش قابل توجهی را تجربه کرد.

the athlete practiced diving dips in the pool.

ورزشکار شیرجه زدن در استخر را تمرین کرد.

the economy has experienced several dips and recoveries.

اقتصاد چندین افت و رونق را تجربه کرده است.

the ice cream shop offers a variety of creamy dips.

فروشگاه بستنی انواع دیپ‌های خامه‌ای ارائه می‌دهد.

the road had dangerous dips and curves.

جاده دارای شیرجه‌ها و پیچ‌های خطرناک بود.

the team's performance had a noticeable dip after the injury.

عملکرد تیم پس از آسیب‌دیدگی کاهش قابل توجهی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید