tumbles

[ایالات متحده]/ˈtʌmbəlz/
[بریتانیا]/ˈtʌmbəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ناگهان می‌افتد; واژگون می‌شود; فرو می‌ریزد; به درک می‌رسد

عبارات و ترکیب‌ها

life tumbles

زندگی در حال سقوط است

time tumbles

زمان در حال سقوط است

tumbles down

در حال سقوط است

tumbles over

بر سر چیزی می‌غلتد

tumbles apart

از هم می‌پاشد

tumbles in

وارد می‌شود

tumbles out

بیرون می‌ریزد

tumbles forward

به جلو می‌غلتد

tumbles backward

به عقب می‌غلتد

tumbles around

چهار نعل و یک گوشه می‌غلتد

جملات نمونه

the child tumbles down the hill while playing.

در حالی که بازی می‌کرد، کودک از تپه به پایین می‌غلتید.

the leaves tumble in the autumn wind.

برگ‌ها در باد پاییزی می‌غلتند.

she tumbles into the pool with a splash.

او با پاشیدن آب در استخر می‌غلتد.

the gymnast tumbles gracefully on the mat.

غوطه‌ور زن به طور ظریفانه روی تشک می‌غلتد.

as the car tumbles down the cliff, everyone gasps.

همانطور که ماشین از صخره به پایین می‌غلتد، همه با تعجب نفس می‌کشند.

she tumbles over her own feet while dancing.

وقتی می‌رقصد، او روی پای خودش می‌غلتد.

the ball tumbles across the field.

توپ در سراسر زمین می‌غلتد.

the toddler tumbles and laughs in the grass.

کودک خردسال در چمن‌ها می‌غلتد و می‌خندد.

he tumbles through the air during the stunt.

او در طول بدل در هوا می‌غلتد.

in the wind, the paper tumbles away.

در باد، کاغذ دور می‌غلتد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید