life tumbles
زندگی در حال سقوط است
time tumbles
زمان در حال سقوط است
tumbles down
در حال سقوط است
tumbles over
بر سر چیزی میغلتد
tumbles apart
از هم میپاشد
tumbles in
وارد میشود
tumbles out
بیرون میریزد
tumbles forward
به جلو میغلتد
tumbles backward
به عقب میغلتد
tumbles around
چهار نعل و یک گوشه میغلتد
the child tumbles down the hill while playing.
در حالی که بازی میکرد، کودک از تپه به پایین میغلتید.
the leaves tumble in the autumn wind.
برگها در باد پاییزی میغلتند.
she tumbles into the pool with a splash.
او با پاشیدن آب در استخر میغلتد.
the gymnast tumbles gracefully on the mat.
غوطهور زن به طور ظریفانه روی تشک میغلتد.
as the car tumbles down the cliff, everyone gasps.
همانطور که ماشین از صخره به پایین میغلتد، همه با تعجب نفس میکشند.
she tumbles over her own feet while dancing.
وقتی میرقصد، او روی پای خودش میغلتد.
the ball tumbles across the field.
توپ در سراسر زمین میغلتد.
the toddler tumbles and laughs in the grass.
کودک خردسال در چمنها میغلتد و میخندد.
he tumbles through the air during the stunt.
او در طول بدل در هوا میغلتد.
in the wind, the paper tumbles away.
در باد، کاغذ دور میغلتد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید