tumble

[ایالات متحده]/ˈtʌmbl/
[بریتانیا]/ˈtʌmbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. ناگهان افتادن یا غلتیدن، ناگهان فهمیدن
n. سقوط، سردرگمی

عبارات و ترکیب‌ها

take a tumble

افتادن

tumble down

افتادن به پایین

tumble over

روی سر افتادن

tumble and fall

افتادن و زمین خوردن

tumble in

وارد شدن

tumble dry

خشک‌کردن با خشک‌کن

جملات نمونه

The hiker took a tumble down the steep slope.

گردشگر در پیاده‌روی شیب‌دار زمین خورد.

The child's toy cars tumbled down the stairs.

ماشین‌های اسباب‌بازی کودک از پله‌ها پایین افتادند.

The acrobat performed a series of tumbles and flips.

آکروبات مجموعه‌ای از سقوط‌ها و حرکات نمایشی انجام داد.

The laundry tumbled in the dryer.

لباس‌ها در خشک‌کن چرخیدند.

The stock market took a tumble after the economic report.

پس از انتشار گزارش اقتصادی، بازار سهام سقوط کرد.

The cat tumbled off the windowsill.

گربه از روی طاقچه به پایین افتاد.

The rock climber lost his grip and began to tumble down the cliff.

صخره‌نورد دستش را از دست داد و شروع به پایین رفتن از صخره کرد.

The snowball gained momentum as it tumbled down the hill.

گلوله برفی با سرعت بیشتری به پایین تپه می‌غلتید.

The vase tumbled off the shelf and shattered on the floor.

وان از قفسه افتاد و روی زمین شکست.

The football player took a hard tumble after being tackled.

بازیکن فوتبال پس از تکل خوردن، به شدت زمین خورد.

نمونه‌های واقعی

Yeah, when you take a real tumble.

بله، وقتی واقعاً زمین بخوری.

منبع: Learn slang from celebrities.

It happened, he said. Sometimes people tumbled off their snowmobiles and went missing.

این اتفاق افتاد، او گفت. گاهی اوقات افراد از موتورسواران برف خود می‌افتادند و ناپدید می‌شدند.

منبع: National Geographic Anthology

More than once I took a tumble at the expense of my backside.

چند بار افتادم و پشتکارم را از دست دادم.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

American public support for ending the war has also tumbled.

حمایت افکار عمومی آمریکا از پایان جنگ نیز کاهش یافته است.

منبع: VOA Standard English_Americas

Is this why I'm afraid of tumbling?

آیا به همین دلیل از افتادن می‌ترسم؟

منبع: Modern Family - Season 03

At airports staff straighten suitcases after they tumble onto the carousel.

در فرودگاه‌ها، کارکنان چمدان‌ها را بعد از اینکه روی گردونه می‌افتند، صاف می‌کنند.

منبع: The Economist - Finance

Sterling is not the only currency to have tumbled against the dollar this year.

استرلینگ تنها ارز نیست که امسال در برابر دلار کاهش یافته است.

منبع: The Economist - Weekly News Highlights

It's rough and tumble. It's just different here.

خشن و پر فراز و نشیب است. اینجا فقط متفاوت است.

منبع: NPR News March 2021 Compilation

But most importantly - never, ever, tumble dry.

اما مهمتر از همه - هرگز لباس ها را در خشک کن نیندازید.

منبع: Selected English short passages

Your next tumble with Ros is on me.

افتادن بعدی شما با رز به عهده من است.

منبع: Game of Thrones (Season 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید