fancy

[ایالات متحده]/ˈfænsi/
[بریتانیا]/ˈfænsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تخیل; سرگرمی; خیال‌پردازی
adj. خیالی; عجیب; انتخاب شده; گران
vt. تصور کردن; دوست داشتن; تصویر سازی کردن; افتخار کردن
vi. تصور کردن; خیال‌پردازی کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

fancy dress

لباس مجلل

fancy restaurant

رستوران مجلل

fancy car

ماشین لوکس

fancy jewelry

جواهرات لوکس

fancy hotel

هتل لوکس

fancy yarn

نخ لوکس

fancy oneself as

خود را به عنوان ... تصور کردن

fancy for sth

علاقه‌مند به ... بودن

fancy style

سبک شیک

fancy dress ball

رقص شام مجلل

after one's fancy

بر اساس سلیقه

fancy soap

صابون لوکس

fancy paper

مقوا لوکس

جملات نمونه

sell at a fancy price

فروش با قیمت بالا

I fancy a ride.

من یک سفر را دوست دارم.

I fancy that girl.

من آن دختر را دوست دارم.

the fancy footwork of a figure skater.

رقص پا های ظریف یک اسکیت باز نمایشی.

paid a fancy price for the car.

برای ماشین قیمت بالایی پرداخت کرد.

He bought a fancy necktie.

او یک کراوات شیک خرید.

I really fancy him.

من واقعاً او را دوست دارم.

I've a fancy they want to be alone.

من فکر می کنم آنها می خواهند تنها باشند.

Fancy Nancy did not fancy doing fancywork.

نانسی شیک انجام کارهای شیک را دوست نداشت.

do you fancy a drink?.

آیا دوست دارید یک نوشیدنی بنوشید؟

a fancy computerized system.

یک سیستم کامپیوتری مجلل

fancy a night at the flicks?.

دوست دارید یک شب در سینما بگذرانید؟

their annual fancy-dress rave.

جشن سالانه آنها با لباس های شیک.

I have a fancy that it's going to rain.

من فکر می کنم قرار است باران ببارد.

Let me fancy while I may.

اجازه دهید در حالی که می توانم فکر کنم.

نمونه‌های واقعی

Nah, that doesn't tickle my fancy.

نه، این باعث نمی‌شود احساس خوبی کنم.

منبع: Emma's delicious English

We had a double date that night at Denny's. Fancy, huh? Pretty fancy.

آن شب قرار دبل در Denny's داشتیم. شیک، مگه نه؟ خیلی شیک.

منبع: NBA Star Speech Collection

For example, 'I fancy an ice cream', 'I fancy a hamburger'

برای مثال، 'من هوس بستنی می‌کنم'، 'من هوس همبرگر می‌کنم'.

منبع: How to have a conversation in English

Look at you fancy lads! What's the occasion?

به شما نگاه کن، جوان‌های شیک! چه مناسبتی است؟

منبع: Friends Season 2

Tom has a fancy for spicy Mexican food.

تام علاقه زیادی به غذای مکزیکی تند دارد.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

They operated outside of the law and attacked whoever struck their fancy.

آنها خارج از قانون عمل می‌کردند و هر کسی که مورد علاقه آنها بود را مورد حمله قرار می‌دادند.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

Raid the fruit bowl and pick what you fancy.

میوه‌ها را غارت کنید و هر چه دوست دارید را انتخاب کنید.

منبع: Think Like a Scientist (Video Version)

The teacher's story titillated the fancy of the pupils.

داستان معلم، ذوق و سلیقه دانش‌آموزان را تحریک کرد.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Do you fancy? Do you fancy going to the cinema?

دوست داری؟ دوست داری به سینما بروی؟

منبع: Teaching English outside of Cambridge.

This is, of course, me being fancy, fancy on set.

البته، این منم که در صحنه خیلی شیک و مجلسی هستم.

منبع: Learn to dress like a celebrity.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید