political farces
مناقشه های سیاسی
comedic farces
مناقشه های کمدی
tragic farces
مناقشه های تراژیک
social farces
مناقشه های اجتماعی
absurd farces
مناقشه های پوچ
theatrical farces
مناقشه های نمایشی
farces galore
مناقشه های فراوان
farces abound
مناقشه ها فراوان هستند
farces unfold
مناقشه ها آشکار می شوند
farces ensue
مناقشه ها رخ می دهند
the political debate turned into a series of farces.
بحث سیاسی به مجموعهای از مضحکهها تبدیل شد.
many critics view the event as a farce rather than a legitimate competition.
بسیاری از منتقدان این رویداد را به جای یک مسابقه مشروع، یک مضحکه میبینند.
his attempts to explain were nothing more than farces.
تلاشهای او برای توضیح بیشتر از یک مضحکه نبود.
the play was filled with comedic farces that made the audience laugh.
نمایش پر از مضحکههای کمدی بود که باعث خنده مخاطب شد.
some people see the situation as a farce, while others take it seriously.
برخی افراد این وضعیت را به عنوان یک مضحکه میبینند، در حالی که برخی دیگر آن را جدی میگیرند.
the farces in the courtroom made the trial seem like a joke.
مضحکههای دادگاه باعث شد که محاکمه شبیه یک شوخی به نظر برسد.
it was a farce to think that everything would go smoothly.
فکر کردن که همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت، یک مضحکه بود.
the farces of the past should serve as a lesson for the future.
مضحکههای گذشته باید درس عبرتی برای آینده باشند.
they staged a farce to mock the absurdity of the situation.
آنها برای تمسخر پوچی وضعیت، یک مضحکه ترتیب دادند.
in the end, the entire event was seen as a farce by the public.
در نهایت، کل رویداد توسط مردم به عنوان یک مضحکه دیده شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید