feebler

[ایالات متحده]/ˈfiːblə/
[بریتانیا]/ˈfiblər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ضعیف‌تر یا کمتر قوی؛ بی‌اثر؛ فاقد اراده؛ فاقد قدرت

عبارات و ترکیب‌ها

feebler than

نازموتاتر

feebler voice

صدای ناوموار

feebler argument

استدلال ضعیف‌تر

feebler state

وضعیت ضعیف‌تر

feebler light

نور کم‌تاب‌تر

feebler response

پاسخ ضعیف‌تر

feebler strength

قدرت کمتر

feebler performance

عملکرد ضعیف‌تر

feebler mind

ذهن ضعیف‌تر

feebler heart

قلب ضعیف‌تر

جملات نمونه

the feebler the argument, the less convincing it becomes.

هرچه استدلال ضعیف‌تر باشد، متقاعدکننده‌تر نمی‌شود.

his feebler attempts at persuasion were met with skepticism.

تلاش‌های ضعیف‌تر او برای متقاعد کردن با بدبینی مواجه شد.

as she grew older, her feebler voice struggled to be heard.

با افزایش سن، صدای ضعیف‌تر او برای شنیده شدن تلاش می‌کرد.

in the feebler moments of doubt, we must find strength.

در لحظات ضعیف تردید، باید قدرت را پیدا کنیم.

the feebler the light, the harder it is to see.

هرچه نور ضعیف‌تر باشد، دیدن آن دشوارتر است.

his feebler performance this season raised concerns.

عملکرد ضعیف‌تر او در این فصل نگرانی‌ها را برانگیخت.

with feebler support, the project struggled to succeed.

با حمایت ضعیف‌تر، پروژه برای موفقیت تلاش می‌کرد.

the feebler the foundation, the more unstable the structure.

هرچه پایه ضعیف‌تر باشد، ساختار ناپایدارتر است.

in feebler health, he decided to take a break.

با سلامتی ضعیف‌تر، تصمیم گرفت استراحت کند.

her feebler grasp of the language made communication difficult.

درک ضعیف‌تر او از زبان، برقراری ارتباط را دشوار می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید