weaker

[ایالات متحده]/[ˈwiː.kə]/
[بریتانیا]/[ˈwiː.kɚ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj.کمتر قوی؛ نه به اندازه کافی قدرتمند؛ کمتر موثر یا موفق؛ کمتر مهم یا تاثیرگذار
adv.تا حد کمتر

عبارات و ترکیب‌ها

weaker signal

سیگنال ضعیف‌تر

weaker still

هنوز هم ضعیف‌تر

feel weaker

احساس ضعف می‌کنم

much weaker

خیلی ضعیف‌تر

weaker economy

اقتصاد ضعیف‌تر

growing weaker

در حال ضعیف‌تر شدن

weaker link

پیوند ضعیف‌تر

became weaker

به ضعیف‌تر تبدیل شد

weaker position

موقعیت ضعیف‌تر

considerably weaker

به طور قابل توجهی ضعیف‌تر

جملات نمونه

the economy is significantly weaker than last year.

اقتصاد به طور قابل توجهی ضعیف‌تر از سال گذشته است.

his argument was much weaker than hers.

استدلال او بسیار ضعیف‌تر از استدلال او بود.

a weaker signal meant a dropped call.

یک سیگنال ضعیف‌تر به معنای قطع تماس بود.

the team felt weaker after the long journey.

تیم بعد از سفر طولانی احساس ضعف کرد.

she has a weaker immune system than most.

او نسبت به بیشتر افراد سیستم ایمنی ضعیف‌تری دارد.

the company's position has become weaker over time.

موقعیت شرکت با گذشت زمان ضعیف‌تر شده است.

the metal is significantly weaker when it's cold.

فلز وقتی سرد است به طور قابل توجهی ضعیف‌تر است.

he felt a weaker connection to his hometown.

او ارتباط ضعیف‌تری با زادگاهش احساس کرد.

the evidence presented was considerably weaker.

شواهد ارائه شده به طور قابل توجهی ضعیف‌تر بود.

a weaker acid is less corrosive than a strong one.

یک اسید ضعیف‌تر از یک اسید قوی کمتر خورنده است.

the structure felt weaker after the earthquake.

ساختار بعد از زلزله احساس ضعف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید