fierce

[ایالات متحده]/fɪəs/
[بریتانیا]/fɪrs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. وحشی; تحریک‌پذیر; شدید

عبارات و ترکیب‌ها

fierce competition

رقابت شدید

جملات نمونه

a fierce attempt to escape.

یک تلاش شدید برای فرار.

he was fierce proud.

او به طرز سرسختانه مغرور بود.

a fierce and comfortless play.

یک نمایش خشن و ناراحت‌کننده

there is fierce competition between banks.

رقابت شدیدی بین بانک ها وجود دارد.

be fierce of visage and faint of heart

ظاهری سرسخت داشته باشید و دل از خود بیخود.

the fire door had a fierce pneumatic return.

در ضد حریق دارای بازگشت پنوماتیک سرسخت بود.

Mitterrand was a fierce promoter of European integration.

میتراند یک حامی سرسخت یکپارچه سازی اروپا بود.

This is a fierce violence to China's signory !!

این یک خشونت شدید به نشان چین است !!

People cannot condone the use of fierce violence.

مردم نمی توانند استفاده از خشونت شدید را نادیده بگیرند.

The fierce lion burst free from the chains.

شیر سرسخت از زنجیرها آزاد شد.

There is a vivid description of a fierce bayonet charge in the novel.

در رمان، شرحی زنده از حمله شدید با خنجر وجود دارد.

He was frightened of the fierce dog.

او از سگ سرسخت می‌ترسید.

The dog gave several fierce barks.

سگ پارس‌های سرسخت متعددی داد.

The house is guarded by a fierce dog.

خانه توسط یک سگ سرسخت محافظت می شود.

What he said met with fierce opposition.

آنچه او گفت با مخالفت سرسخت مواجه شد.

Though very fierce outwardly,the dog was well-tamed.

اگرچه از نظر بیرونی بسیار سرسخت بود، سگ به خوبی رام شده بود.

fierce loyalty.See Synonyms at intense

وفاداری سرسخت. برای مترادف ها به شدید مراجعه کنید

they were clinging together in fierce mutual desire.

آنها با اشتیاق متقابل به یکدیگر چسبیده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید