furious

[ایالات متحده]/ˈfjʊəriəs/
[بریتانیا]/ˈfjʊriəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بسیار خشمگین، شدید، تند

جملات نمونه

It was a furious storm.

یک طوفان خشمگین بود.

run at a furious pace

با سرعت دیوانه‌وار بدوید.

Ade was furious at heart.

اِید در اعماق وجودش خشمگین بود.

he won a fast and furious final.

او یک فینال سریع و دیوانه‌وار برد.

she was furious at this attempt to manipulate her.

او در برابر این تلاش برای دستکاری او خشمگین بود.

he drove at a furious speed.

او با سرعت دیوانه‌وار رانندگی کرد.

the horse broke into a furious gallop.

اسب به یک تاخت دیوانه‌وار درافتاد.

He has a furious temper.

او اخم دیوانه‌واری دارد.

His wife was furious with him.

همسرش با او خشمگین بود.

Their incompetence made me furious.

بی‌کفایتی آن‌ها باعث خشم من شد.

the parrot screamed, furious at being caged.

طوطی فریاد زد، خشمگین از اینکه در قفس بود.

The boss'll be furious with us if we're late.

اگر دیر کنیم، رئیس با ما خشمگین خواهد شد.

There was a furious knocking at the door at midnight yesterday.

دیشب در نیمه‌شب، ضربات دیوانه‌واری به در وارد شد.

He was furious that we left without him.

او خشمگین بود که ما بدون او رفتیم.

I was furious at his making such an accusation.

من از اینکه او چنین اتهامی وارد کرد، خشمگین بودم.

a furious row ensued between the referee and our lads.

یک بحث تند بین داور و جوانان ما درگرفت.

they were furious at what they said were government strong-arm tactics.

آنها در برابر آنچه که آن‌ها تاکتیک‌های فشار دولت می‌نامیدند، خشمگین بودند.

نمونه‌های واقعی

Little Miss Mary was furious with Martha.

خانم کوچولو مری از مارتا عصبانی بود.

منبع: The Secret Garden (Simplified Version)

Meanwhile, the battle waxed more and more furious.

در همین حال، نبرد روز به روز شدیدتر می شد.

منبع: The Adventures of Pinocchio

If blair saw me, she'd be furious.

اگر بلیر من را می دید، عصبانی می شد.

منبع: Gossip Girl Season 1

The policy has prompted a furious response.

این سیاست باعث واکنش تند شده است.

منبع: VOA Standard English_Europe

Furious, Harry wrenched his teeth apart.

عصبانی، هری دندان های خود را از هم باز کرد.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

In informal situations, you could say furious.

در موقعیت های غیررسمی، می توانید عصبانی بگویید.

منبع: Fastrack IELTS Speaking High Score Secrets

Critics are furious about the killing of Harambe.

منتقدان در مورد کشته شدن هارامبه عصبانی هستند.

منبع: VOA Special June 2016 Collection

All this furious motion comes from heat.

همه این حرکت های خشمگین از گرما ناشی می شود.

منبع: Kurzgesagt science animation

It'd be like " Fast and Furious."

این مثل "سریع و خشمگین" خواهد بود.

منبع: Connection Magazine

Hiro could see that Tadashi was furious.

هیرو می توانست ببیند که تاداشی عصبانی بود.

منبع: Big Hero 6 (audiobook)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید