attack fiercely
حمله شدید
defend fiercely
دفاع شدید
compete fiercely
رقابت شدید
roar fiercely
غرش شدید
resist fiercely
مقاومت شدید
a fiercely competitive sport
یک ورزش به شدت رقابتی
a fiercely loyal friend
یک دوست وفادار و سرسخت
The aggressors were fiercely fought back.
مهاجمان به شدت مورد مقابله قرار گرفتند.
The fire was still burning fiercely.
آتش هنوز به شدت می سوخت.
the company fiercely guarded its independence.
شرکت به شدت استقلال خود را حفظ کرد.
The big firms are competing fiercely on price.
شرکت های بزرگ به شدت بر روی قیمت با هم رقابت می کنند.
The dog struggled fiercely with the wild cat.
سگ با گربه وحشی به شدت درگیر شد.
The cat fought fiercely to defend its young.
گربه به شدت برای دفاع از بچه هایش جنگید.
Many disabled people are fiercely independent.
بسیاری از افراد معلول به شدت مستقل هستند.
carriage after carriage shocked fiercely against the engine.
درشکه به درشکه، با خشونت به شدت به موتور برخورد کرد.
He knocked the tiger about fiercely until it lay dead.
او ببر را به شدت زد تا بیفتد و بمیرد.
The enemy attacked fiercely,but our men stood firm.
دشمن به شدت حمله کرد، اما سربازان ما استوار ایستادند.
a fiercely contested quarter-final between two well-matched sides.
یک یک چهارم نهایی به شدت رقابتی بین دو تیم مساوی.
I put the lid on the pot, but the water is boiling so fiercely that it won't stick on.
من درب قابلمه را گذاشتم، اما آب به شدت می جوشد که نمی تواند روی آن بماند.
Few issues stir Palestinian emotions as fiercely as the fate of prisoners.
چند موضوع به اندازه سرنوشت اسرای فلسطینی، احساسات مردم فلسطین را به شدت برنمیانگیزد.
منبع: The Economist (Summary)Squirrels are omnivores that defend their territories fiercely.
سنجابها همهخوار هستند و قلمرو خود را به شدت دفاع میکنند.
منبع: Kurzgesagt science animationBut she pulled him up fiercely before he could go down completely.
اما او قبل از اینکه بتواند کاملاً پایین برود، او را با شدت بالا کشید.
منبع: VOA Special October 2020 CollectionThe ruling clerics seem uncertain whether to give ground or crack down more fiercely.
به نظر میرسد که روحانیون حاکم در مورد اینکه آیا باید عقبنشینی کنند یا بیشتر سرکوب کنند، مطمئن نیستند.
منبع: The Economist (Summary)Germans are fiercely private about their voting.
آلمانها در مورد رای دادن خود بسیار محافظهکارانه و خصوصی هستند.
منبع: NPR News September 2016 CollectionZuckerberg has also fiercely opposed that idea.
زاکربرگ نیز به شدت با آن ایده مخالفت کرده است.
منبع: CNN 10 Student English October 2021 Collection“There's still the appeal! ” said Ron fiercely.
“هنوز هم فرصت تجدید نظر وجود دارد!” رون با لحنی تند گفت.
منبع: Harry Potter and the Prisoner of AzkabanBoth ideas were fiercely condemned by interest groups.
هر دو ایده به شدت توسط گروههای ذینفع مورد انتقاد قرار گرفتند.
منبع: The Economist - InternationalThe charity-boy looked at him fiercely.
پسر خیریه با نگاهی تند به او نگاه کرد.
منبع: Oliver Twist (abridged version)Tomorrow the memory of this hideous night would not be driving her so fiercely that she shook.
فردا خاطره این شب وحشتناک به گونهای او را به شدت به لرزه در نمیآورد که او را به لرزه درآورد.
منبع: Gone with the Windلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید