fire alarm
آلارم آتشسوزی
forest fire
آتشسوزی جنگل
fire extinguisher
خاموشکننده آتش
fire drill
دریل آتش
fire department
ایستگاه آتشنشانی
catch fire
آتش گرفتن
firefighter
آتشنشان
on fire
در آتش
on the fire
در حال آتش گرفتن
fire control
کنترل آتش
under fire
تحت آتش
like fire
مثل آتش
fire protection
حفاظت از آتش
fire fighting
مبارزه با آتش
fire prevention
جلوگیری از آتش
fire retardant
ضد حریق
fire safety
ایمنی آتش
fire on
آتش روی
open fire
آتش روشن
fire resistance
مقاومت در برابر آتش
set on fire
در حال آتش گرفتن
fire at
آتش در
set fire
آتش زدن
fire detection
تشخیص آتش
a fire at a hotel.
آتشسوزی در یک هتل
the fire of a diamond
درخشش الماس
the fire of lightning
درخشش رعد و برق
The fire is out.
آتش خاموش است.
a fire chief; fire prevention.
رئیس آتشنشانی؛ پیشگیری از آتشسوزی
heard the fire of cannon.
صدای آتش توپ را شنید.
fire a ball at a batter.
یک توپ را به سمت ضربهکننده پرتاب کنید.
was glad of the fire's warmth.
از گرمای آتش خوشحال بود.
the fire was of doubtful origin.
آتش منشا مشکوکی داشت.
the fire was nearly out.
آتش تقریبا خاموش شده بود.
a sulky fire .
یک آتش خشمگین.
fire sb. with anger
خشمگین کردن کسی
irreconcilable as fire and water
به اندازه آتش و آب غیرقابل آشتی
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید