fire

[ایالات متحده]/ˈfaɪə(r)/
[بریتانیا]/ˈfaɪər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شعله; آتش سوزی; شعله کوره; اشتیاق; تیراندازی; شور و شوق
vt. برکنار کردن; روشن کردن; سوزاندن; درخشان کردن
vi. شلیک کردن; هیجان انگیز کردن; آتش روشن کردن

عبارات و ترکیب‌ها

fire alarm

آلارم آتش‌سوزی

forest fire

آتش‌سوزی جنگل

fire extinguisher

خاموش‌کننده آتش

fire drill

دریل آتش

fire department

ایستگاه آتش‌نشانی

catch fire

آتش گرفتن

firefighter

آتش‌نشان

on fire

در آتش

on the fire

در حال آتش گرفتن

fire control

کنترل آتش

under fire

تحت آتش

like fire

مثل آتش

fire protection

حفاظت از آتش

fire fighting

مبارزه با آتش

fire prevention

جلوگیری از آتش

fire retardant

ضد حریق

fire safety

ایمنی آتش

fire on

آتش روی

open fire

آتش روشن

fire resistance

مقاومت در برابر آتش

set on fire

در حال آتش گرفتن

fire at

آتش در

set fire

آتش زدن

fire detection

تشخیص آتش

جملات نمونه

a fire at a hotel.

آتش‌سوزی در یک هتل

the fire of a diamond

درخشش الماس

the fire of lightning

درخشش رعد و برق

The fire is out.

آتش خاموش است.

a fire chief; fire prevention.

رئیس آتش‌نشانی؛ پیشگیری از آتش‌سوزی

heard the fire of cannon.

صدای آتش توپ را شنید.

fire a ball at a batter.

یک توپ را به سمت ضربه‌کننده پرتاب کنید.

was glad of the fire's warmth.

از گرمای آتش خوشحال بود.

the fire was of doubtful origin.

آتش منشا مشکوکی داشت.

the fire was nearly out.

آتش تقریبا خاموش شده بود.

a sulky fire .

یک آتش خشمگین.

fire sb. with anger

خشمگین کردن کسی

irreconcilable as fire and water

به اندازه آتش و آب غیرقابل آشتی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید