glowing embers
ذغالهای glowing
among embers
در میان ذغالها
fanned embers
ذغالهای فند شده
cold embers
ذغالهای سرد
embers glow
glow ذغالها
remaining embers
ذغالهای باقی مانده
smoldering embers
ذغالهای در حال سوختن
gather embers
جمع کردن ذغالها
live embers
ذغالهای زنده
ember's glow
glow ember
the campfire embers glowed warmly in the darkness.
خاکستر آتش کمپ آتش در تاریکی گرم و دلپذیر می درخشید.
we poked at the embers, hoping to revive the fire.
ما به خاکسترها دست می زدیم، امیدوار بودیم آتش دوباره زنده شود.
memories of their love still glowed like embers in her heart.
خاطرات عشق آنها هنوز مانند خاکستر در قلب او می درخشید.
the dying fire left only a pile of glowing embers.
آتش در حال خاموش شدن فقط یک توده خاکستر درخشان باقی گذاشت.
he watched the embers fade, lost in thought.
او با حالتی متفکرانه، تماشاگر خاموش شدن خاکسترها بود.
the wind scattered the embers across the ground.
باد خاکسترها را در سراسر زمین پراکنده کرد.
she carefully raked the embers to spread the heat.
او با دقت خاکسترها را برای پخش گرما جمع کرد.
the embers sparked and popped as the wood burned down.
همانطور که چوب سوخت، خاکسترها جرقه می زدند و صدا می دادند.
he stirred the embers with a long stick.
او با یک چوب بلند خاکسترها را هم زد.
the children were warned not to touch the hot embers.
به کودکان هشدار داده شد که به خاکستر داغ دست نزنند.
the landscape was painted with the orange glow of dying embers.
منظره با درخشش نارنجی خاکستر در حال خاموش شدن رنگ آمیزی شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید