embers

[ایالات متحده]/ˈembəz/
[بریتانیا]/ˈembərz/

ترجمه

n. تکه‌های کوچک و درخشان زغال یا چوب در آتش در حال خاموش شدن

عبارات و ترکیب‌ها

glowing embers

ذغال‌های glowing

among embers

در میان ذغال‌ها

fanned embers

ذغال‌های فند شده

cold embers

ذغال‌های سرد

embers glow

glow ذغال‌ها

remaining embers

ذغال‌های باقی مانده

smoldering embers

ذغال‌های در حال سوختن

gather embers

جمع کردن ذغال‌ها

live embers

ذغال‌های زنده

ember's glow

glow ember

جملات نمونه

the campfire embers glowed warmly in the darkness.

خاکستر آتش کمپ آتش در تاریکی گرم و دلپذیر می درخشید.

we poked at the embers, hoping to revive the fire.

ما به خاکسترها دست می زدیم، امیدوار بودیم آتش دوباره زنده شود.

memories of their love still glowed like embers in her heart.

خاطرات عشق آنها هنوز مانند خاکستر در قلب او می درخشید.

the dying fire left only a pile of glowing embers.

آتش در حال خاموش شدن فقط یک توده خاکستر درخشان باقی گذاشت.

he watched the embers fade, lost in thought.

او با حالتی متفکرانه، تماشاگر خاموش شدن خاکسترها بود.

the wind scattered the embers across the ground.

باد خاکسترها را در سراسر زمین پراکنده کرد.

she carefully raked the embers to spread the heat.

او با دقت خاکسترها را برای پخش گرما جمع کرد.

the embers sparked and popped as the wood burned down.

همانطور که چوب سوخت، خاکسترها جرقه می زدند و صدا می دادند.

he stirred the embers with a long stick.

او با یک چوب بلند خاکسترها را هم زد.

the children were warned not to touch the hot embers.

به کودکان هشدار داده شد که به خاکستر داغ دست نزنند.

the landscape was painted with the orange glow of dying embers.

منظره با درخشش نارنجی خاکستر در حال خاموش شدن رنگ آمیزی شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید