fizzle

[ایالات متحده]/'fɪz(ə)l/
[بریتانیا]/ˈfɪzəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای جیرجیر، پایان ضعیف، شکست
vi. جیرجیر کردن، شکست خوردن

عبارات و ترکیب‌ها

fizzle out

از بین رفتن

fizzle away

محو شدن

fizzle and pop

صدای همهمه و ترک خوردن

fizzle with disappointment

ناامید شدن

fizzle into nothing

به هیچ تبدیل شدن

جملات نمونه

the electric fizzle of the waves.

تلنگر الکتریکی امواج

the romance fizzled out.

عشق کم‌رنگ شد و از بین رفت.

the strobe lights fizzled and flickered.

چراغ‌های چشمک‌زن کم‌سو و سوسو زدند.

The plans for the picnic fizzled out.

برنامه‌های پیک‌نیک کم‌رنگ شد و از بین رفت.

The party fizzled out before midnight.

مهمانی قبل از نیمه‌شب کم‌رنگ شد و از بین رفت.

their threatened revolt fizzled out at yesterday's meeting.

قیام آن‌ها در نشست دیروز کم‌رنگ شد و از بین رفت.

Antimonial acerbity lead fizzles out with titanium: Belong to microtherm dye.

سرب آنتیمونیال با تیتانیوم کم‌سو می‌شود: متعلق به رنگدانه‌های میکرومترمی.

Why the person's make water allows summer to fizzle out changeably, what method just can clear.

چرا اجازه می‌دهد که آب شخص در تابستان به طور متغیر کم‌سو شود، چه روشی می‌تواند این را پاک کند؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید