fizzle out
از بین رفتن
fizzle away
محو شدن
fizzle and pop
صدای همهمه و ترک خوردن
fizzle with disappointment
ناامید شدن
fizzle into nothing
به هیچ تبدیل شدن
the electric fizzle of the waves.
تلنگر الکتریکی امواج
the romance fizzled out.
عشق کمرنگ شد و از بین رفت.
the strobe lights fizzled and flickered.
چراغهای چشمکزن کمسو و سوسو زدند.
The plans for the picnic fizzled out.
برنامههای پیکنیک کمرنگ شد و از بین رفت.
The party fizzled out before midnight.
مهمانی قبل از نیمهشب کمرنگ شد و از بین رفت.
their threatened revolt fizzled out at yesterday's meeting.
قیام آنها در نشست دیروز کمرنگ شد و از بین رفت.
Antimonial acerbity lead fizzles out with titanium: Belong to microtherm dye.
سرب آنتیمونیال با تیتانیوم کمسو میشود: متعلق به رنگدانههای میکرومترمی.
Why the person's make water allows summer to fizzle out changeably, what method just can clear.
چرا اجازه میدهد که آب شخص در تابستان به طور متغیر کمسو شود، چه روشی میتواند این را پاک کند؟
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید