flamer

[ایالات متحده]/ˈfleɪmə/
[بریتانیا]/ˈfleɪmɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شعله افکن; همجنسگرا باز

عبارات و ترکیب‌ها

flamer alert

هشدار فِلمِر

flamer game

بازی فِلمِر

flamer troll

ترول فِلمِر

flamer comment

نظرات فِلمِر

flamer post

پست فِلمِر

flamer debate

بحث فِلمِر

flamer response

پاسخ فِلمِر

flamer culture

فرهنگ فِلمِر

flamer fight

درگیری فِلمِر

flamer issue

مشکل فِلمِر

جملات نمونه

he was labeled a flamer for his excessive online comments.

او به دلیل نظرات آنلاین بیش از حدش به عنوان یک 'فِلمِر' شناخته شد.

the flamer in the chat stirred up a lot of controversy.

فِلمِر در چت باعث ایجاد جنجال زیادی شد.

don't be a flamer; try to keep the conversation respectful.

فِلمِر نباشید؛ سعی کنید مکالمه را محترمانه نگه دارید.

she called him a flamer because of his harsh criticisms.

او به دلیل انتقادات تندش او را فِلمِر خطاب کرد.

the forum was filled with flamers arguing over trivial matters.

انجمن پر از فِلمِرها بود که بر سر مسائل جزئی بحث می کردند.

he enjoys being a flamer, often provoking others for fun.

او از اینکه فِلمِر باشد لذت می برد و اغلب برای تفریح دیگران را تحریک می کند.

flamers can ruin the atmosphere of a discussion.

فِلمِرها می توانند فضای بحث را خراب کنند.

many people avoid engaging with flamers online.

بسیاری از مردم از تعامل با فِلمِرها به صورت آنلاین اجتناب می کنند.

being a flamer often leads to negative consequences.

فِلمِر بودن اغلب منجر به عواقب منفی می شود.

he was known as a flamer due to his inflammatory posts.

او به دلیل پست های آتش آلودش به عنوان یک فِلمِر شناخته می شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید