praiseer

[ایالات متحده]/ˈpreɪzə/
[بریتانیا]/ˈpreɪzɚ/

ترجمه

n. کسی که تایید یا تحسین را ابراز می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

great praiseer

تعریف بزرگ

true praiseer

تعریف واقعی

praiseer of beauty

تعریف زیبایی

praiseer of talent

تعریف استعداد

praiseer of art

تعریف هنر

praiseer of kindness

تعریف مهربانی

praiseer of truth

تعریف حقیقت

praiseer of courage

تعریف شجاعت

praiseer of wisdom

تعریف خرد

praiseer of love

تعریف عشق

جملات نمونه

she is a great praiseer of his artistic talents.

او یک ستایشگر بزرگ استعدادهای هنری اوست.

the praiseer of the team highlighted their hard work.

ستایشگر تیم، تلاش سخت آنها را برجسته کرد.

as a praiseer, he always finds the good in others.

به عنوان یک ستایشگر، او همیشه جنبه های مثبت دیگران را می یابد.

being a praiseer can positively influence the workplace.

بودن یک ستایشگر می تواند به طور مثبت بر محیط کار تأثیر بگذارد.

she is known as a praiseer among her peers.

او به عنوان یک ستایشگر در بین همسالانش شناخته می شود.

the praiseer expressed admiration for their achievements.

ستایشگر، تحسین خود را برای دستاوردهای آنها ابراز کرد.

his role as a praiseer helped boost team morale.

نقش او به عنوان یک ستایشگر به افزایش روحیه تیم کمک کرد.

being a sincere praiseer can strengthen relationships.

بودن یک ستایشگر صادقانه می تواند روابط را تقویت کند.

the praiseer encouraged everyone to share their ideas.

ستایشگر از همه خواست تا ایده های خود را به اشتراک بگذارند.

she became a praiseer of environmental conservation efforts.

او به یک ستایشگر تلاش های حفظ محیط زیست تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید