great praiseer
تعریف بزرگ
true praiseer
تعریف واقعی
praiseer of beauty
تعریف زیبایی
praiseer of talent
تعریف استعداد
praiseer of art
تعریف هنر
praiseer of kindness
تعریف مهربانی
praiseer of truth
تعریف حقیقت
praiseer of courage
تعریف شجاعت
praiseer of wisdom
تعریف خرد
praiseer of love
تعریف عشق
she is a great praiseer of his artistic talents.
او یک ستایشگر بزرگ استعدادهای هنری اوست.
the praiseer of the team highlighted their hard work.
ستایشگر تیم، تلاش سخت آنها را برجسته کرد.
as a praiseer, he always finds the good in others.
به عنوان یک ستایشگر، او همیشه جنبه های مثبت دیگران را می یابد.
being a praiseer can positively influence the workplace.
بودن یک ستایشگر می تواند به طور مثبت بر محیط کار تأثیر بگذارد.
she is known as a praiseer among her peers.
او به عنوان یک ستایشگر در بین همسالانش شناخته می شود.
the praiseer expressed admiration for their achievements.
ستایشگر، تحسین خود را برای دستاوردهای آنها ابراز کرد.
his role as a praiseer helped boost team morale.
نقش او به عنوان یک ستایشگر به افزایش روحیه تیم کمک کرد.
being a sincere praiseer can strengthen relationships.
بودن یک ستایشگر صادقانه می تواند روابط را تقویت کند.
the praiseer encouraged everyone to share their ideas.
ستایشگر از همه خواست تا ایده های خود را به اشتراک بگذارند.
she became a praiseer of environmental conservation efforts.
او به یک ستایشگر تلاش های حفظ محیط زیست تبدیل شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید