flamethrower

[ایالات متحده]/ˈfleɪmˌθroʊər/
[بریتانیا]/ˈfleɪmˌθroʊɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که آتش تولید می‌کند؛ شخصی که شعله‌افکن را اداره می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

flamethrower attack

حمله با کوره آتش

flamethrower weapon

سلاح کوره آتش

flamethrower demonstration

نمایش کوره آتش

flamethrower battle

نبرد با کوره آتش

flamethrower fire

آتش کوره آتش

flamethrower operator

اپراتور کوره آتش

flamethrower unit

واحد کوره آتش

flamethrower effect

اثر کوره آتش

flamethrower range

برد کوره آتش

flamethrower safety

ایمنی کوره آتش

جملات نمونه

the soldier used a flamethrower to clear the enemy bunker.

سرباز از flamethrower برای پاکسازی سنگر دشمن استفاده کرد.

he demonstrated how to operate a flamethrower safely.

او نحوه استفاده ایمن از flamethrower را نشان داد.

the movie featured an intense scene with a flamethrower.

فیلم دارای صحنه ای شدید با flamethrower بود.

they developed a new type of flamethrower for military use.

آنها یک نوع جدید flamethrower برای استفاده نظامی توسعه دادند.

flamethrowers are effective in controlling wildfires.

flamethrowerها در کنترل آتش سوزی های جنگلی موثر هستند.

he felt like a hero wielding a flamethrower in the video game.

او احساس کرد که در بازی ویدیویی با flamethrower یک قهرمان است.

the flamethrower created a wall of fire that stopped the advance.

flamethrower دیواری از آتش ایجاد کرد که پیشروی را متوقف کرد.

using a flamethrower requires proper training and precautions.

استفاده از flamethrower نیاز به آموزش و اقدامات احتیاطی مناسب دارد.

he was fascinated by the mechanics of the flamethrower.

او مجذوب مکانیک flamethrower بود.

in the game, the flamethrower is a powerful weapon against zombies.

در بازی، flamethrower یک سلاح قدرتمند در برابر زامبی ها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید