flashlight

[ایالات متحده]/'flæʃlaɪt/
[بریتانیا]/'flæʃlaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه نورپردازی قابل حمل؛ چراغ قوه

عبارات و ترکیب‌ها

portable flashlight

چراغ قوه قابل حمل

bright flashlight

چراغ قوه روشن

LED flashlight

چراغ قوه LED

جملات نمونه

S-your flashlight over here.

چراغ قوه خود را این طرف بیاور.

I saw the sudden flare of a flashlight in the darkness.

من شعله ناگهانی یک چراغ قوه را در تاریکی دیدم.

Have you brought your flashlight / flash?

آیا چراغ قوه / فلاش خود را آورده اید؟

The man searched the whole house with a flashlight inside out.

مرد کل خانه را با چراغ قوه به طور وارونه جستجو کرد.

They crouched over the grate with a flashlight, searching for the lost gem.

آنها با چراغ قوه روی دریچه خم شدند و به دنبال سنگ قیمتی گمشده می‌گشتند.

I could see the beam of his flashlight waving around in the dark.

من می‌توانستم پرتو چراغ قوه او را در تاریکی ببینم.

In addition, the glovebox featured a rechargeable flashlight like the Mercedes 350SL of 71.

علاوه بر این، داشبورد یک چراغ قوه قابل شارژ مانند مرسدس بنز 350SL مدل 71 داشت.

led flashlight; led searchlighting; led desk lamp; head lamp; hanging lamp; hand lamp;

چراغ قوه LED؛ نورافکن LED؛ چراغ رومیزی LED؛ چراغ قوه سر؛ چراغ آویز؛ چراغ قوه دستی;

نمونه‌های واقعی

Hey. Did you bring another flashlight? My batteries are low.

هی. آیا چراغ قوه دیگری آوردی؟ باتری‌های من کم است.

منبع: VOA Special June 2020 Collection

Annie shined her flashlight over the tops of the trees.

آنِی با چراغ قوه خود را روی بالای درختان تاباند.

منبع: Magic Tree House

She gripped the flashlight and began to climb.

او چراغ قوه را در دست گرفت و شروع به بالا رفتن کرد.

منبع: Magic Tree House

Here's a flashlight. You should have one.

اینجا یک چراغ قوه است. شما باید یکی داشته باشید.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

And turn that flashlight off. We don't want anyone to see us." "

و آن چراغ قوه را خاموش کن. ما نمی خواهیم کسی ما را ببیند.

منبع: Magic Tree House

Get your batteries out to get your flashlights out, to get your transistor radio out.

باتری‌های خود را بیرون بیاورید تا چراغ قوه خود را بیرون بیاورید، تا رادیوی ترانزیستور خود را بیرون بیاورید.

منبع: CNN Listening February 2014 Collection

Every evening we went into the villages with flashlights and siphons.

هر شب با چراغ قوه و پمپ بنزین به روستاها می‌رفتیم.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

They need a tent, sleeping bags, flashlights and food!

به چادر، کیسه خواب، چراغ قوه و غذا نیاز دارند!

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

Pocket pencil sharpeners, key chain flashlights, that sort of thing.

مداد تراش‌های جیبی، چراغ قوه های زنجیری، از این جور چیزها.

منبع: Prosecution witness

Well, here's the bottle opener, and here's the flashlight.

خب، در اینجا بازکن بطری وجود دارد و در اینجا چراغ قوه وجود دارد.

منبع: Travel Across America

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید