sunbeam
نور خورشید
laser beam
پرش نور لیزر
steel beam
بار آهنی
wooden beam
بار چوبی
light beam
پرش نور
electron beam
پرش الکترون
concrete beam
بار بتنی
on the beam
روی بار
ion beam
پرش یون
cantilever beam
بار کنسولی
gaussian beam
پرش گاوسی
continuous beam
بار پیوسته
box beam
بار جعبه ای
walking beam
بار متحرک
beam on
روشن کردن
composite beam
بار ترکیبی
main beam
بار اصلی
beam structure
ساختار بار
beam of light
پرش نور
electron beam welding
جوشکاری با پرش الکترون
balance beam
بار تعادل
curved beam
بار منحنی
a beam of satisfaction.
یک پرتو رضایت
a beam of protons; a beam of light.
یک پرتو پروتون؛ یک پرتو نور
a webwork of beams and girders.
شبکهای از تیرها و خرپاستها
heavy ion beam implosion
انفجار پلاسما پرتو یون سنگین
beam programs at Russia
برنامههای پرتو در روسیه
beam a message via satellite.
پیام را از طریق ماهواره ارسال کنید.
there was land in sight on the port beam .
زمین در دید بر روی پرتو بندر بود.
a cutter with a beam of 16 feet.
یک برش با عرض 16 فوت
the torch beam dimmed perceptibly.
پرتوی مشعل به طور قابل توجهی کم نور شد.
beaming a distress signal into space.
ارسال یک سیگنال درخواست کمک به فضا.
she beamed with pleasure.
او با خوشحالی لبخند زد.
when an ion beam is incident on a surface.
وقتی یک پرتو یون بر روی یک سطح تابیده شود.
the supporting beams were rotten.
تیرهای نگهدارنده پوس شده بودند.
a transverse beam supports the dashboard.
یک تیر عرضی داشبورد را پشتیبانی میکند.
sawed the beam squarely.
تیر را به طور مستقیم برش زد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید