torch relay
اتاقک امداد
olympic torch
الههای المپیک
welding torch
مشعل جوشکاری
torch plan
برنامه مشعل
plasma torch
چراغ پلاسما
cutting torch
مشعل برش
carry the torch
حفظ سنتها
torch light
نور مشعل
torch bearer
نگهدارنده مشعل
burning torch
مشعل
electric torch
مشعل برقی
carry a torch
یک مشعل حمل کنید
Shine the torch in, please.
لطفا مشعل را داخل روشن کنید.
Shine the torch out, please.
لطفا مشعل را خارج روشن کنید.
the torch beam dimmed perceptibly.
پرتوی مشعل به طور قابل توجهی کم نور شد.
the torches inflame the night to the eastward.
مشعلها شب را در شرق روشن میکنند.
still carrying a torch for an old sweetheart.
هنوز هم برای عشق قدیمی خود دل باخته است.
The torch flares in the darkness.
مشعل در تاریکی می درخشد.
Shine the torch down here, please.
لطفا مشعل را این پایین روشن کنید.
Shine the torch up into the rafters, please.
لطفاً مشعل را به سمت سقفها بگیرید.
The watchman shone his torch at us.
نگهبان مشعل خود را به سمت ما تاباند.
he swung his torch in a wide arc.
او مشعل خود را به صورت دایرهای بزرگ چرخاند.
he pointed the torch beam at the floor.
او پرتو مشعل را به سمت کف زمین نشاند.
he shaded the torch with his hand.
او مشعل را با دستش سایهدار کرد.
he shone the torch around the room before entering.
او قبل از ورود، مشعل را در اطراف اتاق تاباند.
mountain warlords carried the torch of Greek independence.
حاکمان جنگجو کوهستانی مشعل استقلال یونان را حمل میکردند.
She’s been carrying a torch for him for years.
او سالهاست که برای او دل در دست دارد.
He flashed a torch to guide me.
او برای راهنمایی من، مشعل را چشمک زد.
Torches illuminated the picnic areas.
مشعلها مناطق پیکنیک را روشن کردند.
Shine the torch on so that we can read the labels.
مشعل را روشن کنید تا بتوانیم برچسبها را بخوانیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید