flatter oneself
خود را خوشحال کردن
The portrait flatters her.
چهره او را در نقاشی به تصویر کشیده اند و چهرهاش را بهتر نشان دادهاند.
in very flattering terms
به طور بسیار دلپذیر
a photograph that flatters its subject.
یک عکس که سوژه را به تصویر می کشد و چهرهاش را بهتر نشان میدهد.
that's a rather flattering picture of him.
تصویری بسیار دلپذیر از اوست.
"Oh, you flatter me."
«اوه، شما دارید مرا اغفال میکنید.»
She was flattered at the invitation.
او از دعوت بسیار خوشحال شد.
The picture certainly doesn't flatter her.
عکس قطعاً او را خوش نشان نمی دهد.
You flatter me immensely!
شما به طور فوق العاده مرا اغفال میکنید!
Jamie was adroit at flattering others.
جیمی در چاپاندن دیگران بسیار ماهر بود.
She was flattered at the invitation.; She was flattered to be invited.; She was flattered that they invited her.
او از دعوت بسیار خوشحال شد؛ او از اینکه دعوت شده بود خوشحال بود؛ او از اینکه آنها او را دعوت کرده بودند خوشحال بود.
He flattered her shamelessly.
او به طرز شرم آور او را اغفال کرد.
At the testimonial dinner everyone flattered him shamelessly.
در شام قدردانی، همه به طرز شرم آور او را اغفال کردند.
She felt vaguely flattered at the suggestion.
او به طور مبهم از پیشنهاد خوشحال شد.
she felt flattered by his attentions.
او از توجهات او خوشحال شد.
she drew me out and flattered me.
او من را تشویق کرد و مرا اغفال کرد.
the beauty of the stone flattered the young clergyman's eyes.
زیبایی سنگ، چشم های کشیش جوان را اغفال کرد.
the article began with some flattering words about us.
مقاله با برخی از کلمات دلپذیر در مورد ما شروع شد.
she flattered and fussed her.
او او را اغفال و نگران کرد.
He flattered her on her cooking.
او در مورد آشپزی او او را اغفال کرد.
If somebody called me slender or slim, I'd be flattered.
اگر کسی مرا لاغر یا خوشاندام صدا میکرد، خوشحال میشدم.
منبع: English With Lucy (Bilingual Experience)" You flatter me, " said Dumbledore calmly.
" شما مرا میستایید،" گفت دامبلدور با خونسردی.
منبع: Harry Potter and the Sorcerer's StoneRequested mentors can be flattered but still decline.
مربیان درخواستی میتوانند مورد تحسین قرار گیرند اما همچنان امتناع کنند.
منبع: The Economist (Summary)We couldn't get any flatter here. You should be fine.
ما نمیتوانستیم اینجا آنقدر صافتر کنیم. شما باید خوب باشید.
منبع: Gourmet BaseI think it's time for me to flatter Strasser a little.
فکر میکنم زمان آن رسیده که کمی استراسر را مورد تحسین قرار دهم.
منبع: Casablanca Original SoundtrackYou all didn't come down here just to flatter me, did you?
شماها فقط برای تعریف و تمجید از من اینجا نیامدید، درسته؟
منبع: Super Girl Season 2 S02Outward events flattered Thomasin not a little.
رویدادهای بیرونی تا حدودی توماسین را خوشحال کردند.
منبع: Returning Home'He just. . .' flatter in pitch. 'Left? '
'او فقط. . .' لحن او مسطح شد. 'رفت؟'
منبع: Rachel's Classroom of Movie EnglishAs eccentricity increases, the ellipse gets flatter and flatter until it just looks like a line.
با افزایش انحراف، بیضی صافتر و صافتر میشود تا اینکه فقط شبیه یک خط به نظر میرسد.
منبع: Encyclopædia BritannicaYeah? Should I be flattered or scared?
بله؟ آیا باید تعریف و تمجید کنم یا بترسم؟
منبع: TV series Person of Interest Season 2لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید