mock

[ایالات متحده]/mɒk/
[بریتانیا]/mɑːk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. فریب دادن یا مسخره کردن\nvt. ناامید کردن\nadj. تقلیدی یا شبیه‌سازی شده

عبارات و ترکیب‌ها

mocking tone

لحن تمسخرآمیز

mock exam

آزمون آزمایشی

mock up

نمونه اولیه

جملات نمونه

a mock examination paper.

یک نمونه سوال امتحانی

a mocker of authority.

یک مسخره‌گر اقتدار.

They mocked at the idea.

آنها ایده را مسخره کردند.

They mocked at my timidity.

آنها خجالت من را مسخره کردند.

a wry, self-mocking smile.

یک لبخند کج و معوج و خودانتقادی.

be mocked with false hopes

با امیدهای دروغین مسخره شوید.

a faintly mocking smile

لبخندی مسخره ملایم

He gave her a mocking glance.

او به او نگاهی مسخره کرد.

opposition MPs mocked the government's decision.

نمایندگان مجلس اپوزیسیون تصمیم دولت را مسخره کردند.

at Christmas, arguments and friction mock our pretence at peace.

در کریسمس، بحث و اصطکاک، ادعای ما مبنی بر صلح را مسخره می کند.

a mock-Georgian red brick house.

یک خانه آجری قرمز جورجیایی تقلبی.

he has become the mock of all his contemporaries.

او به تمسخر همه همزمانان خود تبدیل شده است.

stop making a mock of other people's business.

دست از تمسخر امور دیگران بردارید.

a mock-up of the following day's front page.

یک طرح اولیه از صفحه اول روز بعد.

Some boys mocked the accent of the new boy.

برخی از پسرها لهجه پسر جدید را مسخره کردند.

She mocked him as a country boy.

او او را به عنوان یک پسر روستایی مسخره کرد.

The strong fortress mocked the invaders.

قلعه‌ی محکم، مهاجمان را مسخره کرد.

The students have done mock A levels at school.

دانش آموزان در مدرسه آزمون های تقلبی A انجام داده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید