flaunted wealth
نمایش دادن ثروت
flaunted style
نمایش دادن سبک
flaunted skills
نمایش دادن مهارت
flaunted beauty
نمایش دادن زیبایی
flaunted power
نمایش دادن قدرت
flaunted status
نمایش دادن موقعیت
flaunted success
نمایش دادن موفقیت
flaunted achievements
نمایش دادن دستاوردها
flaunted luxury
نمایش دادن تجمل
flaunted fame
نمایش دادن شهرت
she flaunted her new dress at the party.
او لباس جدیدش را در مهمانی به رخ کشید.
he flaunted his wealth with a flashy car.
او ثروت خود را با یک ماشین پر زرق و برق به رخ کشید.
the athlete flaunted his medals during the ceremony.
ورزشکار مدالهای خود را در طول مراسم به رخ کشید.
they flaunted their relationship on social media.
آنها رابطه خود را در رسانههای اجتماعی به رخ کشیدند.
she flaunted her academic achievements at the graduation.
او دستاوردهای تحصیلی خود را در مراسم فارغ التحصیلی به رخ کشید.
he flaunted his new job title to his friends.
او عنوان شغلی جدید خود را به دوستانش به رخ کشید.
they flaunted their vacation photos online.
آنها عکسهای تعطیلات خود را به صورت آنلاین به رخ کشیدند.
she flaunted her cooking skills at the dinner party.
او مهارتهای آشپزی خود را در مهمانی شام به رخ کشید.
he flaunted his fitness routine at the gym.
او روتین تناسب اندام خود را در باشگاه ورزشی به رخ کشید.
they flaunted their luxurious lifestyle during the interview.
آنها سبک زندگی لوکس خود را در طول مصاحبه به رخ کشیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید