flaunted

[ایالات متحده]/flɔːntɪd/
[بریتانیا]/flɔːntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طرز خودنمایی یا به طور برجسته چیزی را نشان دادن؛ به نمایش گذاشتن توانایی‌ها یا ویژگی‌های خود

عبارات و ترکیب‌ها

flaunted wealth

نمایش دادن ثروت

flaunted style

نمایش دادن سبک

flaunted skills

نمایش دادن مهارت

flaunted beauty

نمایش دادن زیبایی

flaunted power

نمایش دادن قدرت

flaunted status

نمایش دادن موقعیت

flaunted success

نمایش دادن موفقیت

flaunted achievements

نمایش دادن دستاوردها

flaunted luxury

نمایش دادن تجمل

flaunted fame

نمایش دادن شهرت

جملات نمونه

she flaunted her new dress at the party.

او لباس جدیدش را در مهمانی به رخ کشید.

he flaunted his wealth with a flashy car.

او ثروت خود را با یک ماشین پر زرق و برق به رخ کشید.

the athlete flaunted his medals during the ceremony.

ورزشکار مدال‌های خود را در طول مراسم به رخ کشید.

they flaunted their relationship on social media.

آنها رابطه خود را در رسانه‌های اجتماعی به رخ کشیدند.

she flaunted her academic achievements at the graduation.

او دستاوردهای تحصیلی خود را در مراسم فارغ التحصیلی به رخ کشید.

he flaunted his new job title to his friends.

او عنوان شغلی جدید خود را به دوستانش به رخ کشید.

they flaunted their vacation photos online.

آنها عکس‌های تعطیلات خود را به صورت آنلاین به رخ کشیدند.

she flaunted her cooking skills at the dinner party.

او مهارت‌های آشپزی خود را در مهمانی شام به رخ کشید.

he flaunted his fitness routine at the gym.

او روتین تناسب اندام خود را در باشگاه ورزشی به رخ کشید.

they flaunted their luxurious lifestyle during the interview.

آنها سبک زندگی لوکس خود را در طول مصاحبه به رخ کشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید