hid

[ایالات متحده]/hɪd/
[بریتانیا]/hɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته فعل پنهان کردن؛ پنهان کردن از دید

عبارات و ترکیب‌ها

hid away

پنهان شد

hid behind

پنهان شد پشت

hid from

پنهان شد از

hid inside

پنهان شد درون

hid under

پنهان شد زیر

hid in

پنهان شد در

hid the

پنهان کرد

hid his

پنهان کرد او

hid her

پنهان کرد او

جملات نمونه

she hid the gift under her bed.

او هدیه را زیر تخت خود پنهان کرد.

he hid his feelings from everyone.

او احساسات خود را از همه پنهان کرد.

the cat hid behind the curtains.

گربه پشت پرده‌ها پنهان شد.

they hid the truth from their parents.

آنها حقیقت را از والدین خود پنهان کردند.

she hid her disappointment well.

او ناامیدی خود را به خوبی پنهان کرد.

he hid the money in a secret place.

او پول را در یک مکان مخفی پنهان کرد.

the children hid during the game of hide and seek.

کودکان در طول بازی قایم موشکی پنهان شدند.

she hid her smile behind her hand.

او لبخند خود را پشت دست خود پنهان کرد.

he hid the letter in his desk drawer.

او نامه را در کشوی میز خود پنهان کرد.

they hid the evidence from the police.

آنها مدارک را از پلیس پنهان کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید