boasted

[ایالات متحده]/bəʊstɪd/
[بریتانیا]/bostid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v به طور مفرط با افتخار یا خودستایی درباره چیزی صحبت کردن؛ لاف زدن؛ زمان گذشته و شکل گذشته participle از boast.

جملات نمونه

she boasted about her recent promotion at work.

او در مورد ارتقای شغلی اخیر خود صحبت می‌کرد.

he boasted that he could run a marathon in under three hours.

او ادعا کرد که می‌تواند یک ماراتن را در کمتر از سه ساعت بدود.

the restaurant boasted a five-star rating from food critics.

رستوران دارای رتبه پنج ستاره از منتقدان غذا بود.

they boasted about their luxurious vacation in the maldives.

آنها در مورد تعطیلات لوکس خود در مالدیو صحبت کردند.

she boasted her skills in painting during the art exhibition.

او مهارت‌های خود در نقاشی را در طول نمایشگاه هنری به نمایش گذاشت.

the athlete boasted of breaking the world record.

ورزشکار ادعا کرد که رکورد جهانی را شکسته است.

he boasted about his extensive knowledge of history.

او در مورد دانش گسترده خود در مورد تاریخ صحبت کرد.

she boasted that her team had won the championship.

او ادعا کرد که تیم او قهرمانی را به دست آورده است.

the company boasted innovative technology in their products.

شرکت فناوری نوآورانه را در محصولات خود به نمایش گذاشت.

he boasted of his ability to speak multiple languages fluently.

او در مورد توانایی خود در صحبت کردن به طور روان به چندین زبان صحبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید