proclaimed

[ایالات متحده]/prəˈkleɪmd/
[بریتانیا]/proʊˈkleɪmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور رسمی اعلام شده؛ شناخته شده

عبارات و ترکیب‌ها

proclaimed leader

رهبر اعلام شده

proclaimed winner

برنده اعلام شده

proclaimed rights

حقوق اعلام شده

proclaimed truth

حقیقت اعلام شده

proclaimed enemy

دشمن اعلام شده

proclaimed goals

اهداف اعلام شده

proclaimed vision

چشم انداز اعلام شده

proclaimed values

ارزش های اعلام شده

proclaimed peace

صلح اعلام شده

proclaimed message

پیام اعلام شده

جملات نمونه

the king proclaimed a new era of peace.

شاه اعلام کرد که یک عصر جدید صلح آغاز شده است.

the government proclaimed a state of emergency.

دولت یک وضعیت اضطراری اعلام کرد.

she proclaimed her love for him in front of everyone.

او عشق خود را به او در حضور همه اعلام کرد.

the teacher proclaimed the winner of the competition.

معلم برنده مسابقه را اعلام کرد.

the president proclaimed a national holiday.

رئیس جمهور یک تعطیلات ملی اعلام کرد.

he proclaimed his innocence during the trial.

او در طول محاکمه بی‌گناهی خود را اعلام کرد.

the organization proclaimed its commitment to sustainability.

سازمان تعهد خود را به پایداری اعلام کرد.

the festival was proclaimed a success by the organizers.

جشنواره توسط برگزارکنندگان به عنوان موفقیت‌آمیز اعلام شد.

she proclaimed her intentions to run for office.

او قصد خود را برای نامزدی در انتخابات اعلام کرد.

the scientist proclaimed a breakthrough in the research.

دانشمند یک پیشرفت در تحقیقات اعلام کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید