fled

[ایالات متحده]/flɛd/
[بریتانیا]/flɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته فرار کردن؛ برای فرار کردن یا دور شدن

عبارات و ترکیب‌ها

fled the scene

از صحنه فرار کرد

fled in fear

با ترس فرار کرد

fled the country

از کشور فرار کرد

fled from danger

از خطر فرار کرد

fled the fight

از درگیری فرار کرد

fled the truth

از حقیقت فرار کرد

fled the authorities

از مقامات فرار کرد

fled the city

از شهر فرار کرد

fled in haste

با عجله فرار کرد

fled for safety

به خاطر ایمنی فرار کرد

جملات نمونه

the criminal fled the scene of the crime.

متهم از صحنه جرم فرار کرد.

she fled from the dangers of the storm.

او از خطرات طوفان فرار کرد.

they fled to safety when the fire broke out.

آنها زمانی که آتش شروع به شعله‌ور شدن کرد به سمت امنیت فرار کردند.

the soldiers fled in the face of overwhelming odds.

سربازان در برابر شانس‌های سنگین فرار کردند.

he fled the country to avoid prosecution.

او برای جلوگیری از پیگرد قانونی کشور را ترک کرد.

after the argument, she fled to her friend's house.

پس از بحث، او برای جلوگیری از گفتگوهای ناخوشایند به خانه دوستش فرار کرد.

the deer fled into the woods when it sensed danger.

وقتی خطر را حس کرد، گوزن به جنگل فرار کرد.

they fled from the floodwaters that were rising rapidly.

آنها از سیلابی که به سرعت در حال بالا آمدن بود فرار کردند.

he fled the oppressive regime in search of freedom.

او به دنبال آزادی از حکومت سرکوبگر فرار کرد.

she fled the party early to avoid awkward conversations.

او برای جلوگیری از گفتگوهای ناخوشایند، زودتر از مهمانی خارج شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید