remained

[ایالات متحده]/rɪˈmeɪnd/
[بریتانیا]/rɪˈmeɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در همان مکان یا وضعیت ماندن؛ ادامه یافتن، به‌ویژه پس از اینکه چیزهای دیگر رفته‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

remained silent

سکوت کرد

remained calm

آرام ماند

remained unchanged

بدون تغییر ماند

remained loyal

وفادار ماند

remained focused

متمرکز ماند

remained hopeful

امیدوار ماند

remained active

فعال ماند

remained positive

مثبت ماند

remained distant

دور ماند

remained steady

ثابت ماند

جملات نمونه

despite the challenges, she remained optimistic.

با وجود چالش‌ها، او همچنان خوشبین ماند.

he remained silent during the discussion.

او در طول بحث سکوت کرد.

only a few questions remained unanswered.

فقط چند سوال بدون پاسخ باقی ماندند.

she remained calm under pressure.

او در برابر فشار آرامش خود را حفظ کرد.

the painting remained untouched for years.

تابلو برای سال‌ها دست نخورده باقی ماند.

he remained loyal to his friends.

او در برابر دوستانش وفادار ماند.

they remained friends despite the distance.

آنها با وجود فاصله، دوست باقی ماندند.

the results remained consistent over time.

نتایج در طول زمان ثابت ماندند.

she remained focused on her goals.

او بر روی اهداف خود متمرکز ماند.

he remained unaware of the situation.

او از وضعیت بی‌خبر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید