dense fog
مه غلیظ
thick fog
مه غلیظ
foggy weather
آب و هوای مه آلود
fog rolled in
مه وارد شد
fog lifted
مه رفع شد
in a fog
در مه
heavy fog
مه شدید
water fog
مه آب
acid fog
مه اسیدی
advection fog
مه جابجایی
fog lamp
چراغ مه
fog machine
دستگاه مه
fog light
چراغ مه
fog density
چگالی مه
The fog was a shroud of the city
مه، پوششی برای شهر بود.
a whirling fog of dust.
یک مه گردابی از گرد و غبار.
Fog invests the city.
مه، شهر را فرا میگیرد.
A dense fog lay around.
مه متراکم در اطراف قرار داشت.
Fog is the sailor's deadly enemy.
مه دشمن کشنده دریانورد است.
it was not fog but smoke, and very thick at that.
این مه نبود، بلکه دود بود و بسیار غلیظ.
the fog was creeping up from the marsh.
مه دوغ از مرداب بالا میآمد.
the windscreen was starting to fog up .
شیشه جلو شروع به مه گرفتن کرد.
The fog obfuscated the shore.
مه، ساحل را مبهم کرد.
In a fog everything looks vague.
در مه، همه چیز مبهم به نظر میرسد.
The thick fog blinds us.
مه غلیظ ما را کور میکند.
Fog was rising from the pond.
مه از برکه بلند میشد.
fog that socked in the airport.
مه ای که فرودگاه را فرا گرفت.
Dense fog veiled the bridge.
مه متراکم پل را پوشاند.
Fog wrapped the city.
مه شهر را در بر گرفت.
The fog grounded the airliners.
مه باعث شد هواپیماها نتوانند پرواز کنند.
a skyscraper disappearing in the fog;
یک آسمانخراشی که در مه محو میشود;
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید