fog

[ایالات متحده]/fɒɡ/
[بریتانیا]/fɑːɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مه
vt. پوشاندن با ابر مه; گیج کردن
vt. & vi. نامشخص یا مبهم کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

dense fog

مه غلیظ

thick fog

مه غلیظ

foggy weather

آب و هوای مه آلود

fog rolled in

مه وارد شد

fog lifted

مه رفع شد

in a fog

در مه

heavy fog

مه شدید

water fog

مه آب

acid fog

مه اسیدی

advection fog

مه جابجایی

fog lamp

چراغ مه

fog machine

دستگاه مه

fog light

چراغ مه

fog density

چگالی مه

جملات نمونه

The fog was a shroud of the city

مه، پوششی برای شهر بود.

a whirling fog of dust.

یک مه گردابی از گرد و غبار.

Fog invests the city.

مه، شهر را فرا می‌گیرد.

A dense fog lay around.

مه متراکم در اطراف قرار داشت.

Fog is the sailor's deadly enemy.

مه دشمن کشنده دریانورد است.

it was not fog but smoke, and very thick at that.

این مه نبود، بلکه دود بود و بسیار غلیظ.

the fog was creeping up from the marsh.

مه دوغ از مرداب بالا می‌آمد.

the windscreen was starting to fog up .

شیشه جلو شروع به مه گرفتن کرد.

The fog obfuscated the shore.

مه، ساحل را مبهم کرد.

In a fog everything looks vague.

در مه، همه چیز مبهم به نظر می‌رسد.

The thick fog blinds us.

مه غلیظ ما را کور می‌کند.

Fog was rising from the pond.

مه از برکه بلند می‌شد.

fog that socked in the airport.

مه ای که فرودگاه را فرا گرفت.

Dense fog veiled the bridge.

مه متراکم پل را پوشاند.

Fog wrapped the city.

مه شهر را در بر گرفت.

The fog grounded the airliners.

مه باعث شد هواپیماها نتوانند پرواز کنند.

a skyscraper disappearing in the fog;

یک آسمان‌خراشی که در مه محو می‌شود;

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید