murky water
آب گلآلود
The murky water made it difficult to see the bottom of the lake.
آب گلآلود باعث میشد دیدن ته دریاچه دشوار باشد.
She hesitated to swim in the murk of the pond.
او برای شنا کردن در گلوپاس pond مردد بود.
The room was filled with a sense of murkiness due to the lack of natural light.
به دلیل نبود نور طبیعی، اتاق مملو از حس تیرگی بود.
The mystery was shrouded in murk, leaving everyone puzzled.
معما در غبار و ابهام پنهان شده بود و باعث سردرگمی همه شده بود.
The company's financial dealings were murky and suspicious.
معاملات مالی شرکت مبهم و مشکوک بود.
The politician's past was shrouded in murk, with rumors of corruption swirling around.
گذشته سیاستمدار در غبار و ابهام پنهان شده بود، با شایعات مربوط به فساد در اطراف آن.
The murk of the forest at night was unsettling, with strange sounds echoing through the trees.
تاریکی شب در جنگل ناراحت کننده بود، با صداهای عجیب و غریب که در میان درختان طنین انداز می شد.
The old house had a murk about it, as if it held secrets from the past.
خانه قدیمی حال و هوای مبهمی داشت، گویی رازهایی از گذشته در خود داشت.
The murk of the city streets at night made her feel uneasy and vulnerable.
تاریکی خیابان های شهر در شب باعث می شد او احساس ناامنی و آسیب پذیری کند.
The artist used shades of murk to create a sense of mystery and intrigue in his painting.
هنرمند از سایه های تیرگی برای ایجاد حس رمز و راز و کنجکاوی در نقاشی خود استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید