april fool
ابوریل
fool around
سرگرم شدن
no fool
نادان نیستم
fool with
با کسی شوخی کردن
fool around with
با کسی سرگرم شدن
a dancing fool; a fool for skiing.
یک احمق رقصنده؛ یک احمق برای اسکی.
shouldn't fool with matches.
نباید با کبریتها بازی کرد.
he is the fool of circumstances.
او قربانی شرایط است.
that damn fool waiter.
آن احمق خادم!
raspberry fool with cream.
فول توت فرنگی با خامه.
Don't fool with that razor.
با آن تیغخطر بازی نکنید.
he is not half such a fool as they thought.
او به اندازه آنها که فکر میکردند احمق نیست.
what a fool she was.
چه احمقی بود!
make a fool of oneself
خود را به بازی گرفتن
Don't fool me that way.
به این شکل مرا گول نزن.
Don't fool with the tape recorders.
با ضبطکنندهها بازی نکنید.
Better be a fool than a knave.
بهتر است نادان باشید تا نامرد.
Get rid of that meddlesome fool!
از شر آن احمق دخالتکننده خلاص شوید!
A wager is a fool’s argument.
یک شرط، یک استدلال احمقانه است.
off on some fool errand or other.
به انجام یک کار احمقانه یا چیز دیگری رفت.
I've made an awful fool of myself.
من چه احمقانه ای خودم را به بازی گرفتم.
I was a fool to endure him for so long.
من احمقی بودم که آنقدر او را تحمل کردم.
fool sb. into doing sth.
فریب دادن کسی برای انجام کاری
fool sb. out of his money
فریب دادن کسی و دزدیدن پولش
He strongly resents being called a fool.
او به شدت از اینکه او را احمق صدا بزنند ناراحت است.
منبع: High-frequency vocabulary in daily lifeYour magic panda is clearly a fool.
پاندا جادویی شما به وضوح یک احمق است.
منبع: Kung Fu Panda 2Khodemchuk-- - Forget it. Find another fool.
خودمچوک - فراموشش کن. یک احمق دیگر پیدا کن.
منبع: CHERNOBYL HBOI pulled the fool from the pool.
من احمق را از استخر بیرون کشیدم.
منبع: The Evolution of English VocabularyYes, I'll admit that I'm a fool for you.
بله، اعتراف می کنم که من برای شما احمقم.
منبع: VOA Special August 2019 CollectionHe could mime and act the fool doing ordinary everyday tasks.
او می توانست تقلید کند و نقش یک احمق را در انجام کارهای روزمره معمولی بازی کند.
منبع: People's Education Press High School English Required Volume 4To see him make a fool of himself?
برای دیدن اینکه او چه احمقانه ای می کند؟
منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire“You think I'm a fool? ” demanded Harry.
«فکر می کنی من احمقم؟» هری پرسید.
منبع: Harry Potter and the Deathly HallowsWhy, so you could call me a fool?
چرا؟ تا بتوانی من را احمق صدا کنی؟
منبع: Grey's Anatomy Season 2Either way, they know how to fool people.
در هر صورت، آنها می دانند چگونه مردم را فریب دهند.
منبع: Super Girl Season 2 S02لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید