foppish

[ایالات متحده]/ˈfɒpɪʃ/
[بریتانیا]/ˈfɑːpɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خودنما; نمایشی; ساختگی

جملات نمونه

The style of Hanlinyuan writers changed slowly, some wrote foppish works, some created grand and bizarrerie works,some emphasized on literary grace and some according as Confucian sutra, etc.

سبک نویسندگان هانلینیون به آهستگی تغییر کرد، برخی آثار فوبیک می‌نوشتند، برخی آثار بزرگ و عجیب می‌ساختند، برخی بر زیبایی ادبی تأکید داشتند و برخی بر اساس سوتراهای کنفوسیوسی و غیره.

His foppish attire turned heads wherever he went.

لباس‌های اغراق‌آمیز او باعث می‌شد سرها به سمتش برگردد.

She found his foppish behavior irritating.

او رفتار اغراق‌آمیز او را آزاردهنده می‌یافت.

The foppish gentleman spent hours grooming himself in front of the mirror.

آقای جوانمرد اغراق‌آمیز ساعت‌ها جلوی آینه خود را آراستگی می‌کرد.

Her foppish ways made her stand out in the conservative town.

رفتار اغراق‌آمیز او باعث می‌شد در شهر محافظه‌کار به چشم بیاید.

He adopted a foppish pose as he lounged on the sofa.

او در حالی که روی مبل دراز کشیده بود، ژست اغراق‌آمیزی به خود گرفت.

The foppish young man was the talk of the town.

جوان اغراق‌آمیز موضوع صحبت شهر بود.

Despite his foppish appearance, he was actually quite intelligent.

با وجود ظاهر اغراق‌آمیزش، او در واقع بسیار باهوش بود.

She couldn't help but laugh at his foppish attempts at flirting.

او نمی‌توانست جلوی خنده خود را در برابر تلاش‌های اغراق‌آمیزش برای flirt کردن بگیرد.

The foppish dandy was always impeccably dressed.

جوانمرد اغراق‌آمیز همیشه به خوبی لباس می‌کرد.

His foppish mannerisms made him seem out of place in the casual setting.

رفتار اغراق‌آمیزش باعث می‌شد در محیط غیررسمی، او را از جای خود خارج شده نشان دهد.

نمونه‌های واقعی

It's kind of like, you fussy, foppish, overcareful old man.

این‌طوریه که شما آدمِ عجول، خودنما، بیش‌ازحد محتاط و پیر هستید.

منبع: American Life Podcast

His bearing was not that of an ascetic, nor even of a person of moderate means, but foppish all over.

حالت و رفتارش نه مانند یک زاهد، و نه حتی مانند یک فرد با امکانات متوسط بود، بلکه کاملاً خودنما بود.

منبع: Family and the World (Part 1)

His detractors pointed to his many unorthodox tastes unbefitting of a lord of his stature as evidence, including his snappy dress sense and foppish hair.

منتقدان به سلیقه‌های غیرمتعارف و نامناسب او با جایگاه یک لرد به عنوان مدرک اشاره کردند، از جمله حس لباس و موی خودنمای او.

منبع: Character Profile

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید