dandy

[ایالات متحده]/'dændɪ/
[بریتانیا]/'dændi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عالی، از بالاترین کیفیت (محاوره‌ای)
n. مردی که به لباس و ظاهر خود بسیار اهمیت می‌دهد؛ مردی که به سبک و مد اختصاص دارد.

جملات نمونه

He always dresses like a dandy.

او همیشه مثل یک جنتلمن خوش‌تیپ لباس می‌پوشد.

She found his dandy attitude charming.

او رفتار جنتلمن‌وار او را جذاب یافت.

The dandy gentleman tipped his hat to the ladies.

جنتلمن خوش‌تیپ به خانم‌ها تعظیم کرد.

She enjoys the company of dandy men.

او از همراهی با آقایان خوش‌تیپ لذت می‌برد.

The dandy shop on the corner sells expensive suits.

فروشگاه خوش‌تیپی در گوشه خیابان، لباس‌های گران‌قیمت می‌فروشد.

He is known for his dandy style and impeccable grooming.

او به خاطر سبک خوش‌تیپی و آراستگی بی‌نظیرش معروف است.

The dandy's flashy car turned heads as he drove by.

ماشین جلف آقای خوش‌تیپ، با عبور او، باعث جلب توجه دیگران شد.

She was impressed by his dandy manners.

او تحت تاثیر آداب معاشرت جنتلمن‌وار او قرار گرفت.

The dandy gentleman offered her his arm as they walked.

جنتلمن خوش‌تیپ، در حین پیاده‌روی، دستش را به او پیشنهاد کرد.

The dandy's attention to detail in his appearance is remarkable.

توجه آقای خوش‌تیپ به جزئیات در ظاهرش قابل توجه است.

نمونه‌های واقعی

Oh, well, where is he? - Fussing. He's rather a dandy.

اوه، خب، او کجا است؟ - درگیری. او کمی جنتل من است.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 1

Let's look at the handy dandy map.

بیایید نگاهی به نقشه جادویی بیندازیم.

منبع: Connection Magazine

Just then a dandy gentleman came into the shop.

در همان زمان، یک جنتل من خوش پوش وارد مغازه شد.

منبع: Storyline Online English Stories

I'm still on my dandy cloud.

من هنوز در حال خوش گذرانی در ابر خود هستم.

منبع: We all dressed up for Bill.

So all fine and dandy on the solo music production.

بنابراین همه چیز در تولید موسیقی تک نفره خوب و عالی است.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

It doesn't make me look like a bit of a dandy?

آیا باعث نمی شود که کمی جنتل من به نظر برسم؟

منبع: English little tyrant

All of which is fine and dandy for safer dams and better sewers, which threaten no one.

همه اینها برای سدها و فاضلاب ایمن تر که تهدیدی برای کسی نیست، خوب و عالی است.

منبع: The Economist - Technology

Yankee doodle keep it up, yankee doodle dandy?

یانکی دودل آن را حفظ کن، یانکی دودل جنتل من؟

منبع: Charlie’s Growth Diary Season 2

We have the very handy dandy phone.

ما تلفن جادویی و بسیار کاربردی را داریم.

منبع: Celebrity Unboxing记

[Pear] That's all fine and dandy, Orange.

[گلابی] همه اینها خوب و عالی است، نارنگی.

منبع: The daily life of a chatty orange.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید