exquisite

[ایالات متحده]/ɪkˈskwɪzɪt/
[بریتانیا]/ɪkˈskwɪzɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به‌خوبی ساخته‌شده; ظریف; حساس

عبارات و ترکیب‌ها

exquisite craftsmanship

هنر ظریف

exquisite taste

طعم بی‌نظیر

exquisite beauty

زیبایی بی‌نظیر

exquisite detail

جزئیات بی‌نظیر

exquisite design

طراحی بی‌نظیر

exquisite cuisine

آشپزی بی‌نظیر

small and exquisite

کوچک و بی‌نظیر

جملات نمونه

It's an exquisite portrait.

این یک پرتره نفیس است.

an exquisite ear for music

حس شنوایی فوق العاده برای موسیقی

a cloth of exquisite fabric

پارچه ای با بافت نفیس

an exquisite sense of color.

حس رنگی نفیس

the most exquisite kind of agony.

ظریف ترین نوع عذاب

the exquisite intricacy of Indian silverwork.

پیچیدگی نفیس کاری نقره هندی

to supply sb. with exquisite viands

تامین غذای نفیس برای کسی

miniature pearls of exquisite delicacy.

مهره های کوچک با لطافت نفیس

her exquisite taste in painting.

سلیقه نفیس او در نقاشی

gorgeous colours and exquisite decoration.

رنگ های زیبا و تزئینات نفیس

a ballet dancer of exquisite skill

یک رقصنده باله با مهارت فوق العاده.

suffering the most exquisite torment

تحمل شکنجه بسیار نفیس

Such a finding as this exquisite antique is rare indeed.

یافتن چنین یک آنتیک نفیس بسیار نادر است.

plays the piano with exquisite technique.

پیانو را با تکنیک نفیس می نوازد.

I was admiring the exquisite workmanship in the mosaic.

من داشت کاردستی های ظریف در موزاییک را تحسین می‌کردم.

He has exquisite tastes and manners.

او سلیقه و رفتار نفیسی دارد.

an exquisite gilded rococo mirror;

یک آینه روکوکو طلایی نفیس;

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید