foresee

[ایالات متحده]/fɔːˈsiː/
[بریتانیا]/fɔːrˈsiː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. پیش‌بینی کردن; منتظر بودن

جملات نمونه

an uncanny ability to foresee the future

توانایی عجیب و غریب برای پیش‌بینی آینده

we did not foresee any difficulties.

ما پیش‌بینی هیچ مشکلی را نکردیم.

No one can foresee what will happen in the future.

هیچ کس نمی‌تواند پیش‌بینی کند چه اتفاقی در آینده خواهد افتاد.

Those who can foresee difficulties on their way to success may keep calm when they really appear.

کسانی که می‌توانند مشکلات پیش رو را در مسیر موفقیت خود پیش‌بینی کنند، ممکن است وقتی واقعاً ظاهر می‌شوند، آرامش خود را حفظ کنند.

It is difficult to foresee the outcome of the election.

پیش‌بینی نتیجه انتخابات دشوار است.

She could foresee the dangers ahead.

او می‌توانست خطرات پیش رو را پیش‌بینی کند.

The company needs to foresee potential problems before they arise.

شرکت باید مشکلات احتمالی را قبل از بروز آنها پیش‌بینی کند.

I didn't foresee this issue when I made the plan.

من این مشکل را پیش‌بینی نکردم وقتی طرح را تنظیم کردم.

The expert can foresee trends in the market.

متخصص می‌تواند روندها را در بازار پیش‌بینی کند.

It's important to foresee challenges in advance.

مهم است که چالش‌ها را از قبل پیش‌بینی کنیم.

We need to foresee the impact of climate change on our environment.

ما باید تأثیر تغییرات آب و هوایی بر محیط زیست خود را پیش‌بینی کنیم.

The team needs to foresee potential obstacles in the project.

تیم باید موانع احتمالی را در پروژه پیش‌بینی کند.

He tried to foresee the consequences of his actions.

او سعی کرد پیامدهای اعمال خود را پیش‌بینی کند.

The scientist could foresee the implications of his discovery.

دانشمند می‌توانست پیامدهای کشف خود را پیش‌بینی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید