expect of
انتظار
expect to do
انتظار انجام دادن
I expect not.; I don't expect so.
من انتظار ندارم؛ من اینطور انتظار ندارم.
it's as well to expect the worst.
بهتر است بدترین را انتظار داشته باشید.
I expect a storm.
من انتظار یک طوفان را دارم.
We expect an apology.
ما انتظار یک عذرخواهی را داریم.
Celia was expecting a visitor.
سلیا انتظار داشت که یک مهمان بیاید.
people expect their doctor to be understanding.
مردم انتظار دارند که پزشک آنها دلسوز باشد.
expect a big corn crop
انتظار یک محصول ذرت بزرگ است
expecting a telephone call; expects rain on Sunday.
منتظر تماس تلفنی هستند؛ انتظار دارند که یکشنبه باران ببارد.
we expect to have an exceptional Q4.
ما انتظار داریم یک سهماهه چهارم استثنایی داشته باشیم.
they expected the house to appreciate in value.
آنها انتظار داشتند ارزش خانه افزایش یابد.
we expect great things of you.
ما انتظار داریم که شما کارهای بزرگی انجام دهید.
they expect that the huge crop will push down prices.
آنها انتظار دارند که برداشت محصول زیاد باعث کاهش قیمت ها شود.
I expect you're ready for a drink.
حدس میزنم شما آماده نوشیدن هستید.
you expect the odd bad trot.
شما انتظار دارید که گاهی اوقات مدفوع بد داشته باشید.
The escapee's turnup is expected soon.
ظهور متواری فرار کرده به زودی پیشبینی میشود.
You can't expect me to approve of it.
نمیتوانید انتظار داشته باشید که من با آن موافقت کنم.
We're expecting guests to dinner.
ما انتظار داریم که مهمانان برای شام بیایند.
Don't expect to luck through without an effort.
انتظار نداشته باشید بدون تلاش از این وضعیت عبور کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید