foretell

[ایالات متحده]/fɔːˈtel/
[بریتانیا]/fɔːrˈtel/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

پیش‌بینی کردن; پیشگویی کردن.

جملات نمونه

prophesied the coming war.See Synonyms at foretell

پیشگویی جنگ پیش رو. به مترادف‌ها در foretell مراجعه کنید

Timely snow foretells a bumper harvest.

برف به موقع، برداشت فراوان را پیش بینی می کند.

Astronomers can accurately foretell the date,time,and length of future eclipses.

ستاره‌شناسان می‌توانند تاریخ، زمان و طول آینده خورشید گرفتگی را به طور دقیق پیش‌بینی کنند.

Willow trees breaking out into buds foretell the coming of spring.

درختان بید که از جوانه‌ها بیرون می‌آیند، از رسیدن بهار خبر می‌دهند.

And as a great statistician and predictor and foreteller, or prophet, more literarily, I can picture a future that will be doomed to me in a billing cycle of my credit card.

و به عنوان یک آمارشناس، پیش‌بینی‌کننده و پیشگوی بزرگ، یا به عبارت دیگر، من می‌توانم آینده‌ای را تصور کنم که در یک چرخه صورتحساب کارت اعتباری من برای من رقم خواهد خورد.

نمونه‌های واقعی

What a world of happiness their harmony foretells!

چه جهانی از شادی که هماهنگی آنها خبر از آن می‌دهد!

منبع: British Original Language Textbook Volume 6

The day had turned sunny, just as he'd foretold.

روز به آفتابی تبدیل شد، همانطور که او پیش‌بینی کرده بود.

منبع: Twilight: Eclipse

What a world of merriment their melody foretells!

چه جهانی از خوشحالی که ملودی آنها خبر از آن می‌دهد!

منبع: British Original Language Textbook Volume 6

OK, maybe there isn't a Magic 8 ball that can really foretell botany's future.

باشه، شاید یک توپ جادویی 8 وجود نداشته باشد که واقعاً بتواند آینده گیاه‌شناسی را پیش‌بینی کند.

منبع: Crash Course Botany

It is believed that fortune-tellers can foretell your fate.

باور این است که فالگیران می‌توانند سرنوشت شما را پیش‌بینی کنند.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book 2.

I foretold that someone would stand in his way.

من پیش‌بینی کردم که کسی در مسیر او قرار خواهد گرفت.

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

" It was foretold that we would meet again."

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

My memory failed me, or I should have been able to foretell it.

حافظه‌ام به خاطرم نیامد، یا باید بتوانستم آن را پیش‌بینی کنم.

منبع: The Sign of the Four

Ravens have been seen flying back to the mountain, as it was foretold.

کلاغ‌ها دیده شده‌اند که به سمت کوه باز می‌گردند، همانطور که پیش‌بینی شده بود.

منبع: The Hobbit: An Unexpected Journey

The religious leader foretold the arrival of an age of peace.

رهبر مذهبی از رسیدن عصر صلح خبر داد.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید