forgoing comfort
نادیده گرفتن آسایش
forgoing luxury
نادیده گرفتن تجمل
forgoing pleasure
نادیده گرفتن لذت
forgoing safety
نادیده گرفتن ایمنی
forgoing benefits
نادیده گرفتن مزایا
forgoing freedom
نادیده گرفتن آزادی
forgoing time
نادیده گرفتن زمان
forgoing rights
نادیده گرفتن حقوق
forgoing options
نادیده گرفتن گزینه ها
forgoing opportunity
نادیده گرفتن فرصت
forgoing dessert was a tough decision for me.
تصمیمگرفتن که دسر نخورم برای من تصمیم سختی بود.
she is forgoing her vacation to save money.
او برای صرفهجویی در پول، تعطیلاتش را کنار گذاشته است.
forgoing comfort, he chose to help others in need.
با وجود آسایش، او تصمیم گرفت به دیگران در نیاز کمک کند.
they are forgoing their usual plans for a quiet evening.
آنها برنامههای معمول خود را برای یک شب آرام کنار گذاشتهاند.
forgoing a car can be beneficial for the environment.
کنار گذاشتن ماشین میتواند برای محیط زیست مفید باشد.
he is forgoing his salary increase this year.
او امسال افزایش حقوق خود را کنار گذاشته است.
forgoing the party, she stayed home to study.
با کنار گذاشتن مهمانی، او در خانه ماند تا درس بخواند.
they are forgoing traditional gifts for a charitable donation.
آنها به جای هدیههای سنتی، به یک موسسه خیریه کمک میکنند.
forgoing sleep, he worked late into the night.
با وجود نخوابیدن، او تا دیروقت شب کار کرد.
she decided on forgoing her usual routine for a new experience.
او تصمیم گرفت روتین معمول خود را کنار بگذارد تا یک تجربه جدید کسب کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید