abstaining from alcohol
خودداری از الکل
abstaining voters
رايدهندگان خودداريكننده
abstaining now
خودداری كردن الان
abstained completely
كاملاً خودداری كرد
abstained previously
قبلاً خودداری كرد
abstaining policy
سیاست خودداری
abstaining process
فرآیند خودداری
abstaining candidate
نامزد خودداريكننده
abstaining actively
خودداری فعالانه
abstaining publicly
خودداری علنا
she is abstaining from alcohol for health reasons.
او به دلیل مسائل بهداشتی از مصرف الکل خودداری میکند.
he is abstaining from voting in this election.
او در این انتخابات از رای دادن خودداری میکند.
many are abstaining from meat on fridays.
بسیاری از افراد در روزهای جمعه از خوردن گوشت خودداری میکنند.
the candidate is abstaining from answering that question.
نامزد از پاسخ دادن به آن سؤال خودداری میکند.
i'm abstaining from sugary drinks to lose weight.
من برای کاهش وزن از نوشیدنیهای شیرین خودداری میکنم.
they are abstaining from participating in the activity.
آنها از شرکت در فعالیت خودداری میکنند.
she is abstaining from buying new clothes this month.
او این ماه از خرید لباسهای جدید خودداری میکند.
he is abstaining from smoking for the sake of his lungs.
او به خاطر ریههایش از سیگار کشیدن خودداری میکند.
the committee member is abstaining from the vote.
عضو کمیته از رایگیری خودداری میکند.
we are abstaining from using plastic bags whenever possible.
ما تا آنجا که ممکن است از استفاده از کیسههای پلاستیکی خودداری میکنیم.
she is abstaining from caffeine after 2 pm.
او بعد از ساعت 2 بعد از ظهر از مصرف کافئین خودداری میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید