formative

[ایالات متحده]/ˈfɔːmətɪv/
[بریتانیا]/ˈfɔːrmətɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای کیفیت شکل‌دهی یا قالب‌گیری; مربوط به شکل‌گیری
n. عنصری یا جزءی که در شکل‌گیری واژه استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

formative experience

تجربه شکل‌دهنده

formative years

سال‌های شکل‌دهنده

formative assessment

ارزیابی تشخیصی

formative evaluation

ارزیابی شکل‌دهنده

جملات نمونه

a child's formative years

سال‌های شکل‌گیری دوران کودکی

the formative stages of a plot.

مراحل شکل‌گیری طرح

Parents have the greatest formative effect on their children’s behaviour.

والدین بیشترین تأثیر شکل‌دهنده را بر رفتار فرزندان خود دارند.

And, in major breastpin " needle " when hiding rearward, breastpin of traditional brooch formative brings grumous nostalgic breath for you.

و در سنجاق سینه اصلی " سوزن " هنگام پنهان شدن در عقب، سنجاق سینه سنتی با شکل‌گیری، نفس نوستالژیک غلیظی برای شما به ارمغان می‌آورد.

The function of hydrocarbons and nitrogen oxides in photochemical smog formation and the formative process of ozone and peroxyacetyl nitrate are discussed.

در مورد عملکرد هیدروکربن‌ها و اکسیدهای نیتروژن در تشکیل مه غبار فتوکیمیاوی و فرآیند شکل‌گیری اوزون و پرکسی‌استیل نیترات بحث شده است.

6.The content of IgG,IgM,IgA,C3,C4 and formative ratio of ERFC and total rosette were tested on Game chicken which were fed in Xishuangbanna at the age of 60th day and 547th day.

6. محتوای IgG، IgM، IgA، C3، C4 و نسبت شکل‌گیری ERFC و تعداد کل رزت‌ها در مرغ بازی که در Xishuangbanna در سن 60 و 547 روزه تغذیه می‌شدند، آزمایش شد.

نمونه‌های واقعی

And formative means important for the development of something.

و اصطلاح «شکل‌دهنده» به معنای مهم بودن برای توسعه چیزی است.

منبع: 6 Minute English

These online interactive maps illustrate the formative power of snailmail.

این نقشه‌های تعاملی آنلاین، قدرت شکل‌دهنده نامه معمولی را نشان می‌دهند.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

Sorry, ask that in a proper formative question.

متاسفم، لطفاً آن را به عنوان یک سؤال شکل‌دهنده مناسب بپرسید.

منبع: Gourmet Base

Tyson remembers that day in 1975 as one of the most formative in his life.

تایسون آن روز را در سال 1975 به عنوان یکی از مهم‌ترین روزهای زندگی‌اش به یاد دارد.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

This makes it difficult to reconstruct the 4.5bn-year-old planet's formative years.

این امر بازسازی سال‌های شکل‌گیری سیاره‌ای با عمر 4.5 میلیارد سال را دشوار می‌کند.

منبع: The Economist - Technology

She learnt from her tutors coming from Britain or France as the formative education.

او از مربیان خود که از بریتانیا یا فرانسه بودند، به عنوان آموزش شکل‌دهنده یاد گرفت.

منبع: Walking into Cambridge University

This ordeal affects us all, but it comes at a particularly formative moment in your lives.

این تجربه ما را همه را تحت تأثیر قرار می‌دهد، اما در یک زمان شکل‌دهنده خاص در زندگی شما رخ می‌دهد.

منبع: 2020 Celebrity College Graduation Speech

During those formative years in Reston, I was blessed to have great coaches as well.

در طول آن سال‌های شکل‌دهنده در رستون، خوشحال بودم که مربیان خوبی هم داشتم.

منبع: NBA Star Speech Collection

Here is a man raised by an overbearing woman who completely dominated every aspect of his formative years.

این مردی است که توسط زنی بسیار سنگین‌مغز که بر هر جنبه‌ای از سال‌های شکل‌گیری او مسلط بود، بزرگ شده است.

منبع: The Big Bang Theory Season 9

They acquire the spoken form of their mother tongue during the formative period of language acquisition.

آنها در طول دوره شکل‌گیری کسب زبان مادری، شکل گفتاری زبان مادری خود را به دست می‌آورند.

منبع: Past English Major Level 8 Exam Listening (Specialized)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید