conclusive

[ایالات متحده]/kənˈkluːsɪv/
[بریتانیا]/kənˈkluːsɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قانع‌کننده، قطعی
adv. به‌طور قانع‌کننده، به‌طور قطعی

عبارات و ترکیب‌ها

conclusive evidence

اثبات قطعی

جملات نمونه

They had conclusive evidence of her guilt.

آنها مدرک قطعی از گناه او داشتند.

Such a conclusive evidence is hard to be explained away.

ارائه چنین مدرک قطعی به سختی قابل توجیه است.

They produced some fairly conclusive evidence.

آنها مدرک نسبتاً قطعی ارائه کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید