forthrightly

[ایالات متحده]/ˈfɔːθraɪtli/
[بریتانیا]/ˈfɔrθraɪtli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور مستقیم و صریح

عبارات و ترکیب‌ها

speak forthrightly

سخنرانی رک و راست

act forthrightly

عمل رک و راست

respond forthrightly

پاسخگویی رک و راست

address forthrightly

آدرس دادن رک و راست

think forthrightly

فکر کردن رک و راست

write forthrightly

نوشتن رک و راست

present forthrightly

ارائه دادن رک و راست

discuss forthrightly

بحث کردن رک و راست

advise forthrightly

مشورت دادن رک و راست

state forthrightly

بیان کردن رک و راست

جملات نمونه

she spoke forthrightly about her opinions during the meeting.

او رک و پوسته‌دار درباره نظرات خود در طول جلسه صحبت کرد.

he forthrightly admitted his mistakes to the team.

او رک و پوسته‌دار اشتباهات خود را به تیم اعتراف کرد.

they addressed the issues forthrightly in their report.

آنها رک و پوسته‌دار به مسائل در گزارش خود پرداختند.

the politician spoke forthrightly about the challenges ahead.

سیاستمدار رک و پوسته‌دار درباره چالش‌های پیش رو صحبت کرد.

she forthrightly expressed her concerns about the project.

او رک و پوسته‌دار نگرانی‌های خود را در مورد پروژه بیان کرد.

he forthrightly stated his position on the matter.

او رک و پوسته‌دار موضع خود را در این مورد بیان کرد.

they forthrightly discussed their differences during the negotiation.

آنها رک و پوسته‌دار تفاوت‌های خود را در طول مذاکره مورد بحث قرار دادند.

she forthrightly challenged the assumptions made by the committee.

او رک و پوسته‌دار فرضیات مطرح شده توسط کمیته را به چالش کشید.

he forthrightly shared his vision for the future of the company.

او رک و پوسته‌دار چشم‌انداز خود را برای آینده شرکت به اشتراک گذاشت.

the manager forthrightly addressed the team's performance issues.

مدیر رک و پوسته‌دار به مشکلات عملکرد تیم رسیدگی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید